نظر خاقان رسيد عبد اللّه خان نقاشباشى اصفهانى را فرمودند كه مثال همايونى را بر روى آن سنگ كشيده ، آمحمّد على حجارباشى آن را حجارى بنمايد و در سال 1250 اين سنگ تمام شد ، و چون خاقان مغفور در اصفهان در همين سال به رحمت ايزدى و اصل شد جسد او را به قم حمل نموده و در همين بقعه كه در حيات خود براى دفن خود معين كرده بودند دفن كردند اين سنگ را هم از طهران به قم حمل نموده و بر روى مضجع او برنهادند .
در يكى از صفههاى بقعهء خاقان سنگ بزرگى منصوب است كه در او خلاصه كلام الملوك ميرزا تقى علىآبادى است كه نسبنامه و شرح حال خاقان است و فاضل خان گروسى آن را خلاصه و موجز نموده و به خط ميرزا محمّد حسين شهير به ساعتساز كه از مشاهير نويسندگان آن عصر بوده به امر محمّد شاه در آن سنگ مرمر نوشتهاند و قبر كامران ميرزا نايبالسلطنه و بعضى از شاهزادگان ديگر نيز در آن بقعه است .
ديگر محمّد شاه قاجار است كه او هم در صحن كهنه مدفون است بقعهء او از بناهاى امير كبير ميرزا تقى خان اتابك اعظم است كه در زمان صدارت خود دو حجره از حجرات صحن را خراب كرده اين بقعه را بنا نمودند بر روى مضجع او سنگ مرمرى است كه تمثال آن پادشاه را بر روى آن نقش و حجارى نمودهاند ، بر دور آن تمثال كتيبهاى است به خط سيد حسين خوشنويسباشى كه اين اشعار كه از شمس الشعراء ميرزا محمّد عليخان سروش اصفهانى است نوشته :
خديو جهان شاه يزدانپرست * كه بودش سپهر برين زيردست
محمد شه آن شاه انجم سپاه * كه بودش فلك تخت و پروين كلاه
هزار و دو صد با شصت و چهار * چو از دور هجرت بشد روزگار
پس از چارده سال فرماندهى * جهاندارى و فر شاهنشهى
ششم روز شوال بنهفت چهر * تنش از زمين شد روان بر سپهر