خدا صلّى اللّه عليه و إله رحل اقامت افكند و در همان سال جهان را بدرود گفت . عبيد بلخى در ادبيات عرب و فارسى صاحبنظر بود و به هر دو زبان شعر مىسرود . غزل زير از اوست « 1 » :
زهر گلى كه وزد بوى او به شامهء من * ز شامه دور نسازم كه شد شمامهء من
به سوزن مژه از تار اشك ، درزى دهر * مگر زروز ازل بخيه زد به جامهء من
هر آن گلى كه نه بوى نگار من دارد * ز شامه دور نمايم كه شد غمامهء من
ز چار موجهء طوفان نوح با كم نيست * چو باد شرطه شود قائد سلالهء من
به كشتيى كه خدا ناخداى اوست عبيد * رسد به كعبهء مقصود حج عامهء من
[ 355 ] عبد اللّه بن على بن بحر بحرى بلخى
عبد اللّه بن على بلخى يكى از علماى بزرگ سرزمين بلخ بود . ابو محمّد حسن بن احمد بحرى وى را از علماى برجستهء بلخ دانسته و گفته است كه او در بلخ نيز وفات يافته است « 2 » .
ابو بكر عبد اللّه بن على بلخى ، بنا به نقل مؤلف الرجال فى تاج العروس ، تبار عرب دارد « 3 » .
[ 356 ] عبد اللّه بن عمر بن محمّد بن ظريف بلخى
ابو القاسم عبد اللّه بن عمر بن محمّد بن حسين بن على بن محمّد بلخى فقيه ، معروف به ابن ظريف ، يا ظريفى است . او بلخ را به قصد زيارت بيت اللّه الحرام ترك گفت . او پس از اتمام فريضهء حج وارد بغداد شد و در اين شهر به تدريس حديث پرداخت . وى
هامش
( 1 ) - دايرة المعارف آريانا ، ج 3 ، ص 559 .
( 2 ) - المشتبه ، ج 1 ، ص 53 .
( 3 ) - الرجال فى تاج العروس ، ج 3 ، ص 97 ؛ تاج العروس ، ج 6 ، ص 59 .