تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علماى بلخ ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
است و اين مطلب را خارج كنيد « 1 » . ابو حاتم محمّد بن حبّان ، مىنويسد : عبد اللّه بن عمر بن ميمون بن رماح بلخى ، استاد عباس بن ضحاك بلخى است ، وى از ابن رماح روايت دارد . محمّد بن شاذلى هاشمى نيز از ابن رماح روايت نقل كرده است . روايتى كه عباس بن ضحاك بلخى با 5 واسطه از طريق او از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله نقل كرده مورد اعتراض برخى از علماى حديث واقع شده است . به‌ويژه بعضى از آنها او را از جعل‌كنندگان حديث مىدانند « 2 » . ابن حجر ، اين اتهام را وارد دانسته و مىگويد : ابن رماح بيشتر رواياتش را از طريق ابو معاويه و به اين اسناد نقل كرده است ، پس بر آن روايات اعتماد نيست « 3 » . ابو حاتم رازى ، بدون هيچ‌گونه اعتراضى مىگويد : عبد اللّه بن عمر بلخى از سلم بن سليمان رواياتى را نقل كرده است ، و نيز محدّثانى نظير ابو منصور يحيى بن احمد بن زياد هروى و ابو غانم يونس بن نافع قاضى مرو ، از وى رواياتى را نقل كرده‌اند « 4 » . ابو حاتم تميمى بستى مىگويد : عبد اللّه بن عمر بن ميمون بن رماح سعدى بلخى قاضى نيشابور ، از مالك ، وكيع و از بعضى علماى عراق رواياتى را نقل كرده است . حسين بن ادريس انصارى و عبد اللّه بن محمّد ازدى رواياتى را از طريق او نقل كرده‌اند و مىگويند : او مستقيم الحديث بوده و رواياتش را از محدّثان ثقه نقل مىكرده است . گويا او متهم بوده است كه به مذهب مرجئه اعتقاد دارد « 5 » . حاكم مىگويد : عمر بن رماح قاضى شهر نيشابور بود و اگرچه او از مردم بلخ محسوب مىشد ، فرزندش عبد اللّه در نيشابور به دنيا آمده است ، و او نيشابورى مىباشد « 6 » . ابن عدى مىگويد : عبد اللّه بن عمر خراسانى شيخ مجهول خوانده مىشد و از ليث بن سعد روايات منكرى را نقل كرده است « 7 » . ابن جوزى ، نيز او را شيخ مجهول خوانده است
هامش
( 1 ) - سير اعلام النبلاء ، ج 8 ، ص 113 . ( 2 ) - المجروحين ، ج 2 ، ص 191 . ( 3 ) - لسان الميزان ، ج 3 ، ص 689 . ( 4 ) - الجرح و التعديل ، ج 5 ، ص 111 . ( 5 ) - الثقات ، ج 8 ، ص 357 . ( 6 ) - تاريخ نيشابور ، ص 16 . ( 7 ) - الكامل فى الضعفاء ، ج 5 ، ص 429 .
تاريخ علماى بلخ ( فارسي ) — صفحة 86 | مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى