درستكار ، راستگو و عابد بود و در طبقهء هفتم از محدّثان قرار دارد « 1 » . عبد اللّه بن شوذب مدتى را در واسط ساكن بود . ابو زرعه در سال 139 ه . در اين شهر از او حديث فراگرفته است « 2 » .
سعيد مقبرى گفته است : عبد اللّه بن شوذب و محمّد بن شوذب از علماى بلخ هستند « 3 » .
خزرجى مىگويد : عبد اللّه بن شوذب بلخى ، رواياتش را از طريق حسن بصرى ، محمّد بن سيرين و مكحول نقل كرده است « 4 » .
ابن عساكر و ابن اثير مىگويند : به اعتقاد عبد اللّه بن شوذب ، خضر نبى عليه السّلام از مردم فارس و الياس نبى عليه السّلام از بنى اسرائيل بود ، اين دو پيامبر در هر سال در يك فصل باهم ملاقات مىكردند « 5 » .
بخارى مىگويد : در باب زيارت رواياتى از عبد اللّه بن شوذب نقل شده است « 6 » .
ابو عبد الرحمان عبد اللّه بن شوذب بلخى گفته است : محمّد بن سيرين زنى عرب گرفت ، عربها دوست نداشتند كه عجمها زن عرب بگيرند ، لذا ، ابن عون اين مسأله را به بلال بن ابى برده حاكم بصره رسانيد ، او محمّد بن سيرين را شلاق زد و او را مجبور كرد كه زنش را طلاق دهد « 7 » .
عبد اللّه بن شوذب مىگويد : من از اياس بن معاويه شنيدم كه مىگفت : مردم عيب خود را نمىشناسند ، درحالىكه من عيب خود را بيان مىكنم ، ولى مردم مرا پرحرف مىخوانند ، لذا من در محفلى نمىنشينم كه بر آن غلبه نداشته باشم « 8 » .
ابن عماد ، او را به وفور دانش ستوده مىگويد : وى كثير العلم و جليلالقدر بود « 9 » .
هامش
( 1 ) - تاريخ اسماء الثقات ، ابى شاهين ، ص 187 .
( 2 ) - الارشاد ، ص 171 ، 236 ، 254 .
( 3 ) - فضايل بلخ ، ص 70 .
( 4 ) - خلاصة الكمال ، ص 170 .
( 5 ) - الكامل فى التاريخ ، ج 1 ، ص 160 ؛ تاريخ مدينة دمشق ، ج 9 ، ص 208 .
( 6 ) - الادب المفرد ، ج 1 ، ص 107 .
( 7 ) - المعرفة و التاريخ ، ج 2 ، ص 63 .
( 8 ) - همان ، ج 2 ، ص 96 .
( 9 ) - شذرات الذهب ، ج 2 ، ص 254 .