ابو محمّد عبد الرحمان حنظلى رازى مىگويد : عبد اللّه بن شوذب خراسانى در طبقهء هفتم روات قرار دارد ، ساكن شهر رمله بود و كتابى را در باب غفلت نوشت « 1 » . ابن حبّان مىگويد : عبد اللّه بن شوذب در اصل از مردم بصره است ، به شام رفت و در آن شهر اقامت گزيد « 2 » .
ابو عبد الرحمان عبد اللّه بن شوذب بلخى گفت : من به خانه عارف بزرگ حسن بصرى رفتم ، در خانهء او چيزى وجود نداشت ، نه فرش ، نه وسايل زندگى ، نه بالشت و نه تخت و تنها كهنه حصيرى بود كه بر روى آن مىنشست « 3 » .
عبد اللّه بن شوذب مىگويد : مردى به خدمت ابن سيرين آمد و گفت : من شما را غيبت كردهام ، مرا ببخشيد ، ابن سيرين گفت : دوست ندارم آنچه را كه خدا حرام كرده است من آن را حلال كنم « 4 » .
عبد اللّه بن شوذب گفت : من روز تشييع جنازهء عبد اللّه بن طاووس به سال 106 ه . در مكّه حضور داشتم « 5 » . نيز به سال 106 ه . در مدينه در تشييع جنازهء سالم شركت داشتم « 6 » .
ابو عبد الرحمان عبد اللّه بن شوذب بلخى گفت : زمانى كه من وارد فلسطين شدم مردى را ملاقات كردم ، گفت : اى ابو عبد الرحمان زندگىات از كجا تأمين مىشود ؟ گفتم پسرانم در اين بازار كار مىكنند و روزگار مىگذرانم ، گفت : چرا كليد گنج بيت المال را به دست نمىآورى ؟ گفتم : اين كار براى من محال و مكروه است ، گفت : اى خارجى ، اى حرورى « 7 » .
عبد اللّه بن قاسم از جمله اساتيد عبد اللّه بن شوذب بلخى است و ابن شوذب از طريق وى روايات فراوانى را نقل كرده است « 8 » .
ابن شاهين مىگويد : عبد اللّه بن شوذب بلخى از ثقات مشايخ ماست ، وى مردى
هامش
( 1 ) - المراسيل ، ص 101 ؛ تقريب التهذيب ، ج 1 ، ص 400 .
( 2 ) - الثقات ، ج 7 ، ص 10 .
( 3 ) - المعرفة و التاريخ ، ج 2 ، ص 48 .
( 4 ) - همان ، ج 2 ، ص 62 .
( 5 ) - تاريخ أبو زرعه ، ص 78 .
( 6 ) - همان ، ص 79 ، 225 .
( 7 ) - المعرفة و التاريخ ، ج 2 ، ص 388 .
( 8 ) - الثقات ، ج 8 ، ص 337 .