داشت كه خود آن حضرت آن را جمع نكرده و إعراب و ترتيب سور و آيات آن را خود تعيين نفرموده باشد . وى قول آنهايى را كه مىگويند قرآن در زمان خلافت خلفاى ثلاثه جمعآورى شده است ، قبول ندارد « 1 » .
ياقوت حموى عقيده دارد ، تفسير قرآن ابو القاسم بلخى كعبى به كتاب نظم القرآن ابو زيد الحاق شده است . همچنين احتمال ديگرى هست و آن ، اين كه كعبى نيز كتابى به نام نظم القرآن داشته كه آن را درهم ادغام كردهاند « 2 » .
فهرستنويسانى چون كحاله و صفدى مىنويسند : التفسير الكبير ابو القاسم ، 12 جلد است « 3 » . ابن نديم و حاجى خليفه ، تنها از كتاب تفسير القرآن ابو القاسم بلخى نام بردهاند و به تعداد جلدهاى آن اشاره ندارند « 4 » .
طبرسى در تفسير مجمع البيان ، به چند نكته از تفسير جامع علم القرآن ابو القاسم بلخى اشاره كرده است ، كه بهطور خلاصه چنين است :
بعضى از محققان گفتهاند كه لازم نيست پاداش هميشه در مقابل عمل باشد ؛ بلكه ممكن است روى تفضّل و لطف الهى بدون سبق عمل باشد . بنابراين ، خلقت آدم در بهشت براى هميشه مانعى ندارد . امّا اين معنا مورد قبول ابو القاسم بلخى نيست . او در ذيل تفسير آيهء 35 از سورهء بقره ،
وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ
مىگويد :
اسكان آدم و حوّا در بهشت موجب سؤال مىشود كه آيا آنها مكلّف و موظّف به تكاليف الهى بودند يا نه ؟ اگر مكلّف و موظّف بودهاند ، چارهاى جز وجود جهان ديگر نيست تا وعد و وعيد بدان و اميد و بيم از آن ضامن اجراى دستورها و وظايف باشد ، و اگر مكلّف به دستورهاى الهى نبودهاند ، معنايش اين است كه خداوند آنها را بىفايده آفريده بوده ، و اين محال است « 5 » .
ابو القاسم بلخى در ذيل تفسير آيهء 55 سورهء بقره ،
وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً ؛
به خاطر آوريد وقتى را كه گفتيد اى موسى ما به تو ايمان
هامش
( 1 ) - سعد السعود ، ص 192 .
( 2 ) - معجم الادباء ، ج 3 ، ص 77 - 84 .
( 3 ) - معجم المؤلفين ، ج 6 ، ص 31 ؛ الوافى بالوفيات ، ج 17 ، ص 25 .
( 4 ) - الفهرست ، ص 59 ؛ كشف الظنون ، ج 1 ، ص 441 .
( 5 ) - تفسير مجمع البيان ، ج 1 ، ص 86 .