تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علماى بلخ ( فارسي ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥

[ 605 ] محمّد بن پيوند بن قربان عادلى

آيت اللّه حاج سيّد محمّد بن سيّد پيوند بن سيّد قربان بن سيّد علاء الدين بن سيّد عزيز بن سيّد وهّاب بن سيّد ايّوب بن علاء الدين بن سيّد زمان بن سيّد علاء الدين كبير بن سيّد تاج الدين بن سيّد على ثانى بن سيّد حسين بن مير سيّد على ولى حسينى ، معروف به حاج سيّد محمّد عادل ، در شهرستان ترخوج مركز بلخاب در يك خانوادهء مذهبى از تبار زيد شهيد به سال 1262 ه . ديده به جهان گشود . چهار بهار از عمرش نگذشته بود كه مادرش را از دست داد ، آن‌گاه تحت سرپرستى پدر قرار گرفت ، و از ارشادات او بهره مىجست . سرانجام سيّد محمّد راهى مكتب‌خانه شد و قرآن شريف ، كتابهاى فارسى و خط نوشتن را در حضور ملا غلام حسن فراگرفت . امّا در اين زمان واقعهء تلخ ديگرى رخ داد كه آن مرگ پدرش بود ؛ اين حادثه باعث شد او از زندگى نااميد شود . ديگر درس ، تحصيل و مدرسه را رها كرد ، مانند جدّش رسول خدا به دنبال شبانى رفت . عشق فراگيرى دانش او را لحظه‌اى رها نمىكرد ، بالاخره پس از مدتها با كاروان عازم بخارا شد و ضمن آن‌كه براى امرار معاش كار مىكرد در يكى از مدارس بخارا نيز مشغول به تحصيل شد . مدت سه سال ادبيات عرب و منطق را در محضر اساتيد فن فراگرفت ، آن‌گاه شهر بخارا را به قصد مشهد مقدس ترك گفت ، با زحمات فراوان خودش را به جوار ثامن الأئمه على بن موسى الرضا عليه السّلام رسانيد . در مدرسهء پريزاد اتاق گرفت ، به تحصيلاتش ادامه داد و در دروس آيت اللّه سيستانى شركت مىكرد . در آن روزگار براى طلابى كه درآمدى نداشتند تحصيل علم دشوار و سخت بود ، آيت اللّه عادل در ضمن بيان خاطرات خود مىفرمود : من هنگام تحصيل در مشهد مقدس در بسيارى از روزها غذا براى خوردن نداشتم ، در تاريكى شب از مدرسه خارج مىشدم پوست خيار ، خربزه و هندوانه را جمع مىكردم و با خود به مدرسه مىبردم كه پس از تميز كردن استفاده مىكردم و به اين ترتيب به تحصيل ادامه دادم . با در نظر گرفتن حوادث كشور در آن سالها ، عده‌اى از طلاب بلخاب حوادث و مشكلات اجتماعى و دينى و محلى جامعه‌شان را بررسى كردند . قرار شد كه يك نفر از