عمات و اعمام و والدهء من هم در اين سرزمين آسودهاند . امام قتيبهء بغلانى هنگامى كه در حال نزع بود گفت :
لولا القضاء الذى لا بدّ مدركه * و الرزق يأكله الانسان بالقدر
ما كان مثلى فى بغلان مسكنه من بلد * و لا يمر بها الاعلى سفر
يعنى ، اگر حكم قضا كه از دريافتن آن چارهاى نيست و رزقى كه انسان آن را به قدر مىخورد نبود ، مانند من در بغلان كسى منزل نمىكرد جز در ايام سفر كه از آن عبور مىكرد .
شاعرى ديگر دربارهء امام قتيبه بغلانى گفته است :
للّه درك يا بغلان من بلد * مادام فيك امام الخير محبوس
لولا قتيبة لم تذكر بواحدة * لكن ذكرك قبل الشيخ مدروس
بركات خدا بر تو باد اى بغلان ، اى شهرى كه امام خير در آغوش تو مدفون است . اگر تنها ذكر قتيبه نبود ياد تو متروك مىماند و كسى تو را ياد نمىكرد « 1 » .
خطيب بغدادى مىگويد : ابو رجاء امام قتيبة بن سعيد بغلانى ، از مشاهير علما و از محدّثان مشهور خطّهء دانشپرور بلخ بوده است . علما و تذكرهنويسان دربارهء نام اين مرد بزرگ دچار اشتباه شده و نام او را با اختلاف زيادى نقل كردهاند ؛ ابو احمد عبد اللّه بن عدى جرجانى نام او را يحيى لقبش را قتيبه دانسته است . نيز ابو عبد اللّه محمّد بن اسحاق اصفهانى مىگويد : نام وى على و لقبش قتيبه مىباشد . ولى قول مشهور آن است كه بيشتر علما و مورّخان او را قتيبه خواندهاند .
بههرحال ، امام قتيبهء بغلانى از طبقهء سوم روات به شمار مىرود . وى براى به دست آوردن حديث به مسافرتهاى طولانى و پرمشقت پرداخت و از اكثر مراكز علمى آن عصر مانند خراسان ، عراق ، حجاز ، شام و مصر ديدن كرد . امام قتيبه رواياتش را از طريق مالك بن أنس ، ليث بن سعد ، عبد اللّه بن لهيعه و عمر بن هارون بلخى ، برسانى ، محمّد بن بكر و جرير بن عبد الحميد ضبى بلخى و از بسيارى محدّثان صحابه ، تابعين و يا تابعين تابعين نقل كرده است .
نيز بسيارى از محدّثان و علما از او رواياتى را نقل كردهاند ؛ از آن جمله احمد بن
هامش
( 1 ) - فضايل بلخ ، ص 230 ؛ تاريخ بغداد ، ج 12 ، ص 469 .