تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علماى بلخ ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
عمرو رو به منصور كرد و گفت : اين جوان كيست ؟ منصور گفت : اين فرزندم مهدى و ولىعهد من است . عمرو بن عبيد رو به مهدى كرد و گفت : من در تو سيماى هدايت‌شدگان را نمىبينم ، اسمى را بر خود نهاده‌اى كه سزاوار آن نيستى . سپس به مهدى گفت : فرزند برادر ، اگر پدرت قسم ياد كرده است و قدرت و توان كفاره دادن را دارد ، من قادر به پرداخت كفاره نيستم . منصور گفت : اى ابو عثمان از من چيزى بخواه . عمرو گفت : تنها حاجتم اين است كه كسى را به دنبالم نفرستى تا به خدمت شما بيايم . منصور گفت : دوست ندارى مرا ببينى ؟ عمرو گفت : حاجتم همين است ، از جا بلند شد و منصور تا جلوى در او را بدرقه كرد « 1 » . رجال‌شناسان و محققان شيعه عقيده دارند كه عمرو بن عبيد بلخى از رؤساى فرقه معتزله و رهبر گروه عمرويه است . شيخ طوسى او را در شمار اصحاب امام جعفر بن محمّد باقر الصادق عليه السّلام ذكر كرده است « 2 » . امّا راجع به مذهب او هيچ‌گونه اظهارنظرى نمىكند و از سكوت او چنين به‌نظر مىرسد كه احتمالا وى را از علماى شيعه اماميه مىداند ، درحالىكه با بررسى حالات او آشكار مىگردد كه اين گمان بىمورد است . به مواردى كه در زير به آنها اشاره مىكنيم توجه كنيد : دقت در سؤالات امتحانيه امام باقر عليه السّلام و پاسخ عمرو به امام محمّد باقر عليه السّلام يا بيعت او با محمّد بن عبد اللّه بن حسن در بصره و دعوت از امام صادق عليه السّلام براى بيعت با محمّد بن عبد اللّه بن حسن و كمك به وى و پاسخ امام صادق عليه السّلام به او كه خود دليلى است بر ضلالت و گمراهى عمرو بن عبيد . همچنين توجه امام صادق عليه السّلام به مناظره هشام بن حكم راجع به امامت و خوشحال شدن آن حضرت گواهى است بر بطلان عقيده او . عمرو بن عبيد نصوص پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را نسبت به امامت ائمه اثنى عشر قبول نداشت و منكر امامت بود . شيعه عقيده دارد امام بايد با نص رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله منصوب شده باشد ؛ و عمرو مخالف اين عقيده بود « 3 » . مرحوم آيت اللّه خويى به نقل از شيخ طوسى ( ره ) مىگويد :
هامش
( 1 ) - وفيات الاعيان ، ج 3 ، ص 461 . ( 2 ) - رجال شيخ طوسى ، ص 248 . ( 3 ) - هشام بن حكم ، ص 97 .