اعراضكم ، عليكم حرام كحرمة يومكم هذا فى شهركم هذا ، فى بلدكم هذا ، ألا إنّكم قد رأيتمونى و سمعتم منّى و ستسألون عنّى ، فمن كذّب علىّ متعمدا فليتبوّء مقعده من النار « 1 » .
عبد اللّه بن مسعود گفت : پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در مزدلفه بر شترى سرخ رنگ كه گوش آن نشان داشت سوار بود و سخنرانى مىكرد كه فرمود : اى مردم آيا مىدانيد كه اينجا چه سرزمينى است ؟ گفتيم : مشعر الحرام ، و اين چه ماهى است ؟ عرض كرديم : ماه خدا و ماه سكوت ، فرمود : امروز چه روزى است ؟ گفتيم : روز قربانى فرمود : شما راست مىگوييد ، امروز روز حج اكبر است . آگاه باشيد كه خون ، مال و آبروى شما بر يكديگرتان حرام است ، مثل حرمت همين روز ، كه شما در آن روز ، ماه و سرزمين هستيد ، اينكه شما مرا مىبينيد ، حرفهايم را مىشنويد و مطلب را از من به گوش جان مىشنويد ، هر كسى كه مقام و ولايت على عليه السّلام را عمدا انكار كند ، جايگاهش در آتش خواهد بود .
ابن جوزى مىگويد : عمر بن هارون بلخى در مظان اتهام است . يحيى بن معين او را دروغگو و نسائى متروك الحديث مىدانند . بخارى مىگويد : من حديثى را كه از طريق عمر بن هارون نقل شده باشد نمىشناسم « 2 » .
[ 506 ] عمر كخوارى خوارزمى
امام عمر كخوارى خطيب شهر بلخ بود و يكى از مفتيان آن شهر نيز بهشمار مىرفت .
قاضى ابو بكر محمودى مىگويد : اين مرد دانشمند شعر نيكو مىسرود و تأليفاتى دارد .
او به سال 559 ه . وفات كرد « 3 » .
هامش
( 1 ) - تاريخ اصبهان ، ج 1 ، ص 430 ؛ تنزيه الشريعه ، ج 2 ، ص 112 .
( 2 ) - العلل المتناهيه ، ج 2 ، ص 686 ؛ طبقات علماء الحديث ، ج 1 ، ص 490 ؛ الطبقات الكبرى ، ج 7 ، ص 374 .
( 3 ) - الكامل فى التاريخ ، ج 11 ، ص 314 .