مردم بلخ علاقه بيشترى به عمر بن هارون بلخى داشتند « 1 » .
ابن عماد مىگويد : عمر بن هارون بلخى از علماى بزرگ اماميه است و از امام صادق عليه السّلام روايت نقل كرده است . او از محدّثان آگاه و از قاريان ماهر بود « 2 » .
كحاله مىنويسد : عمر بن هارون بلخى از قاريان معروف قرآن كريم بود و در علم حديث و روايت يد طولايى داشت و در شهر بلخ علم قرائت و حديث تدريس مىكرد « 3 » .
بنابر نقل تهذيب التهذيب ، عمر بن هارون بلخى از محدّثان برجستهء بلخ بود .
احمد بن حنبل و صالح بن عبد اللّه ترمذى و بخارى گفتهاند ؛ عمر بن هارون مىگويد :
هفتاد هزار حديث مرا به دور افكندند . يحيى بن سعيد نسبت به عمر بن هارون بسيار حسادت مىكرد . به گفتهء مسلم بن عبد الرحمان ، ابن جريح با مادر عمر بن هارون ازدواج كرد . شايد علت اينكه يحيى بن سعيد به او حسادت مىورزيد همين باشد .
قتيبة بن عفان مىگويد : عمر بن هارون بلخى از مرجئىيان بلخ بود و در اين خطه براى مرجئه كار مىكرد . وكيع مىگويد : من از ابو رجا قتيبة بن سعيد بغلانى شنيدم كه مىگفت :
عمر بن هارون بلخى گرايش شديدى به مذهب مرجئه داشت و در عين حال در علم قرائت صاحبنظر بود . ابن جنيد رازى مىگويد : من از يحيى بن معين شنيدم كه مىگفت : عمر بن هارون دروغگوست ، او زمانى به مكه آمد كه جعفر بن محمّد باقر عليه السّلام از دنيا رفته بود ، پس او از امام صادق عليه السّلام حديث نقل نكرده است ، او رواياتش را به جعفر بن محمّد عليه السّلام نسبت داده است « 4 » .
خزرجى و ذهبى ؛ عمر بن هارون بلخى را از شاگردان امام صادق عليه السّلام مىدانند « 5 » .
از عبد اللّه بن مبارك نقل شده است كه روايات عمر بن هارون ضعيف است ، به دليل اينكه وقتى وى به مكه آمد جعفر بن محمّد عليه السّلام رحلت كرده بود . ابو سعيد اشج با اسنادش نقل مىكند كه عبد اللّه بن مبارك مىگفت : عمر بن هارون بلخى در حدود 60
هامش
( 1 ) - تاريخ بغداد ، ج 2 ، ص 82 ؛ ج 4 ، ص 113 ؛ ج 11 ، ص 187 .
( 2 ) - شذرات الذهب ، ج 1 ، ص 341 .
( 3 ) - الاعلام ، ج 5 ، ص 230 ؛ هدية العارفين ، ج 5 ، ص 780 ؛ تذكرة الحفاظ ، ج 1 ، ص 311 .
( 4 ) - الجرح و التعديل ، ج 6 ، ص 140 ؛ لسان الميزان ، ج 8 ، ص 599 ؛ تهذيب الكمال ، ج 21 ، ص 520 ؛ تهذيب التهذيب ، ج 4 ، ص 302 ، چاپ جديد ؛ ميزان الاعتدال ، ج 3 ، ص 221 .
( 5 ) - خلاصهء تهذيب ، ص 243 ؛ الكاشف ، ج 2 ، ص 312 .