مىگويد رواياتى كه مردم از عمر بن هارون نقل كرده بودند بهصورت يك كتاب بزرگ درآمد كه تمام آنها را به دور ريختند « 1 » .
عمر بن هارون بلخى دو برادر داشت : عبد اللّه بن هارون و متوكل بن هارون و ابن متوكل نيز از شاگردان امام صادق عليه السّلام بود . فرزند عمير بن متوكل بن هارون ، صحيفه سجاديه را از طريق پدرش نقل كرده است . اين محدّث بزرگ مدت 66 سال عمر كرد ، در طول اين مدت سيزده بار به زيارت بيت اللّه الحرام مشرف شد و چهار هزار ختم قرآن كرد . سرانجام روز جمعه اول ماه مبارك رمضان سال 196 ه . در بلخ جهان را بدرود گفت و در گورستان اين شهر به خاك سپرده شد . وى مدتى در بغداد اقامت داشت و در آن شهر به تدريس حديث پرداخت . او روايات خود را از طريق سعيد بن جبير ، احمد بن حنبل و قتيبة بن سعيد بغلانى نقل مىكرد . ابو غسان مىگويد : مادر او زنى دانشمند و تحصيل كرده بود ، فرزند ابو حفص عمر بن هارون بلخى او را در كتاب و جمعآورى روايات كمك مىكرد .
وكيع مىگويد : ميان عمر بن هارون بلخى و علماى معاصرش به سبب گرايش او به مذهب مرجئه اختلاف و عداوت وجود داشت ، در عين حال نمىتوان مقام علمى او را انكار كرد ؛ زيرا او نسبت به ساير علما بهويژه در علم قرائت اعلم و ممتاز بود و تمام قاريان قرآن كريم به او رجوع مىكردند .
على بن فضل بن طاهر بلخى مىگويد : عمر بن هارون در هنگام مرگ 66 سال داشت ، ولى مسلم بن عبد الرحمان سلمى مىگويد : او در هنگام مرگ هشتاد سال داشت .
عبد الرزاق مىگويد : او را به سبب وفور علم و كمال و حفظ احاديث ، دريايى از علوم خواندهاند . ابن ابو مطيع مىگويد : ابو حفص عمر بن هارون از مفتيان مصيب بود . او جمعى از تابعين بزرگ را درك كرد ، علم ابن جريح را از حفظ داشت ، به خدمت هفتصد عالم رسيد و از محضر آنها كسب فيض كرد و جامع تمام علوم بود .
ابو يوسف مىگويد : هارون بلخى دو پسر داشت به نامهاى عبد اللّه و عمر و اين دو به قدرى فاضل و متشخص بودند ، كه تميز اين دو برادر از نظر فضل و كمال به غايت مشكل بود و انسان نمىدانست براى كدام يك احترام بيشترى قايل شود ؛ ولى روىهم رفته
هامش
( 1 ) - الغدير ، ج 5 ، ص 248 ؛ ج 9 ، ص 342 .