قبول نكند از شهر خارج شده به جاى ديگرى مىرود « 1 » .
ابو على عبد اللّه بلخى گفت : من از مكى بن ابراهيم بلخى شنيدم كه مىگفت : روزى ما نزد عبد اللّه بن عون نشسته بوديم ، حرف از بلال بن ابى برده به ميان آمد . همه او را لعنت كردند ، به سبب اين كه وى شخص ظالمى بود ، و ابن عون در اين ميان ساكت بود . به او گفتيم كه او در حق شما ظلم كرده ولى شما ساكت هستيد ؟ ابن عون گفت : اين دو جمله را در روز قيامت از ميان نامه عملم خارج مىكنند و آن اين است لا إله الا اللّه و لعن اللّه فلانا « 2 » .
ذهبى ، در تاريخ الاسلام اينگونه مىنويسد : ابو على عبد اللّه بلخى ، پس از اتمام فريضهء حج به يمن رفت و در اين محل به روز هبير توسط قرامطه به شهادت رسيد .
حاكم مىگويد : او به سال 295 ه . در شهر بلخ وفات يافت و در آنجا به خاك سپرده شد « 3 » .
ابن جوزى در المنتظم و ابن عماد در شذرات الذهب نيز مىنويسند : ابو على عبد اللّه بلخى به سال 295 ه . در شهر بلخ جهان را بدرود گفت و در اين شهر دفن شد « 4 » .
تأليفات ابو على عبد اللّه بن محمّد بلخى عبارتند از : 1 - كتاب التاريخ 2 - كتاب العلل فى الحديث « 5 » .
[ 373 ] عبد اللّه بن محمّد بن على بن طرخان بن جيّاش طرخانى بلخى
ابو بكر عبد اللّه بن محمّد بن على بن طرخان بن جيّاش طرخانى بلخى ، از جمله دانشمندان صاحبنام بود كه براى گردآورى حديث به سفرهاى سخت و طاقتفرسا پرداخت . وى موفق به جمعآورى حديث شد و محضر تعدادى از مشايخ امام بخارى را
هامش
( 1 ) - سير اعلام النبلاء ، ج 11 ، ص 224 .
( 2 ) - همان ، ج 6 ، ص 369 ؛ تهذيب الكمال ، ج 4 ، ص 271 .
( 3 ) - تاريخ الاسلام ، ذهبى ، حوادث سالهاى 291 - 300 ه . ص 182 .
( 4 ) - المنتظم ، ج 7 ، ص 392 ؛ شذرات الذهب ، ج 3 ، ص 401 .
( 5 ) - هدية العارفين ، ج 1 ، ص 442 ؛ معجم المؤلفين ، ج 6 ، ص 132 و نيز براى آگاهى بيشتر ر . ك : الأعلام ، زركلى ، ج 4 ، ص 118 ؛ المنتظم ، ج 7 ، ص 392 ؛ طبقات الحفاظ ، ص 299 ؛ طبقات علماء الحديث ، ج 2 ، ص 409 .