- اما قديمترين كتاب در جهان هنوز كشف نشده ، قانون حمورابى عجالة اقدم كتب است ، سپس افسانهء گيلگمش ، بعد افسانهء آفرينش ( - انوما اليش ) و خلقت آدم است . . .
[ 99 ، 97 ، 94 ، 93 .
pp
] .
- قديمترين نوشتهء عيلامى مقدّم داراى علائم تصويرى بوده ، كه از نمونههاى نخستين كتيبههايى برجاىمانده ، عيلاميان مردمى غير سامى و غير هند و اروپايى بودند ، به گويشهايى سخن مىگفتند كه ظاهرا متعلّق به گروه زبانهاى قفقازى بوده باشد . . .
[ 58 - 57 .
pp
] .
3 . در وجه تسميهء « آجر » آمده است كه چون دبيران بابلى مىخواستند بنويسند ، پارهاى گل برگرفته و بر روى آن ( به خط ميخى ) مىنوشتند ، پس آن پاره گل را مىپختند تا سخت شود ؛ اين پارهها را « آجر » مىناميدند ، هم از اينجاست كلمهء عربى « آجر » كه در اصل بابلى است - يعنى گل پخته - و در زبان عربى دخيل است . مصريان نيازى به كاربرد اين ماده نداشتند ، زيرا آنان بر روى برگهاى بردى مىنوشتند كه در نزدشان فراوان بود « 5 » .
- قديمترين كتيبههاى آرامى كه منسوب به ملوك ايشان از جمله « بر ركب » پادشاه شمال ( سدهء 8 ق . م . ) - يعنى شمال سوريه تحت سلطهء آشوريان - بين سالهاى 745 و 725 ق . م بوده كه به گويش آرامى قديم مىباشد . [ همان ، ص 120 - 125 ] .
4 . ابو ريحان بيرونى در شرح اعياد ايرانى ياد كند كه هم در روز خرداد از ماه فروردين ( - نوروز بزرگ ) جمشيد چيزهاى بسيار برآورد كه شاهان پس از او آنها را خجسته و باشگون دانستند ، از جمله كاغذ و پوست كه بر روى آنها نامهها مىنبشتند به سراسر گيتى ؛ و هم واجب شد كه پايان آنها را مهر كنند ، همين را به فارسى « اسفيدانوشت » مىنامند « 6 » .
5 . لوح گلين / خشت به آرامى « دوپ - شر » ، نيز چرم و پوست « كوش - شر » همراه با بردى ، چنانكه از اسناد خزانهء تخت جمشيد برمىآيد ، در عصر هخامنشى كاربرد داشتهاند « 7 » .
هامش
( 5 ) . تاريخ اللغات السامية ، تأليف ا . ولفسون ( ابو ذؤيب ) ، بيروت ، دار القلم ، 1980 ، ص 40 .
( 6 ) . الآثار الباقية ، ص 218 .
( 7 ) .ACTA IRANICA , 12 ( VARIA ) , 1976 , P . 119 .