تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
كه تنها مربوط به دانش قوم اوستايى يا زردشتى نمىشود ، بلكه همهء اقوام كوچنده و آرمندهء جهان ، نخست چيزى كه از آن تنومند آسمانى آموختند ، همين « نوماهى » ( - اندرماه - هلال ) ، پرماهى ( - بدر ) و « ويشپتت » ( - تربيع ثانى يا نقصان ) بود . اصطلاحات اوستايى كه از براى آنها به كار رفته است : « آنتارماونها » ( - اندرماهى ) ، « پرنوماونها » ( - پرماهى ) و « ويشپتاثا » ( - كاهندگى ) بوده باشد « 1 » . در متون پهلوى اين سه دورهء مزبور را سه « پنجگى » ياد كرده‌اند ، كه عبارت بوده است از « نوماهى » تا پنجم ماه ( - اندرماه ) ، از دهم تا « پرماهى » ( - بدر ) و از بيستم تا بيست و پنجم ماه ( - ويشپتات - تربيع / نيم‌پرى ) . برخى هم از شش « پنجه » يا پنجه‌هاى ششگانه سخن گفته‌اند ؛ و موقع ممازجات قمر را در اوستا مغاير دانسته‌اند . از اين شش پنجه سه‌تاى آن - كه مقدّس بوده - ياد شد ، اما سه دورهء ياد نشدهء پنجم تا دهم ، پانزدهم تا بيستم ؛ و بيست و پنجم تا سىام ماه ( پيشگفته ) بنابه روايت دينكرد ( ج 3 ، ص 40 - 41 ) همانا « پتيرگ » ( - پتياره : و بال / مضادّ ) نام داشته است : پتيرك اندر ماه ، پتيرك پرماه ؛ و پتيرك ويشپتا . اين را هم بايد افزود كه در پهلوى تورفانى ، « ابيذاك ماه » برابر واژه و مفهوم « محاق » عربى بوده است « 2 » . نظر به اشتهار « منازل قمر » عربى و مسائل « انواء » در دوران اسلامى ، بعضى از مطلعان در تاريخ نجوم حتى در زمان ما پنداشته‌اند كه گويا منازل قمر لا بدّ اختصاص به عرب داشته ، ديگر ملل قديمه از آن نظام نجومى آگاهى نداشته‌اند . بايد گفت بسا ملل قديمه‌اى كه از مرحلهء بداوت ، كوچندگى و دامدارى گذشته ، به دوران حضارت ، آرمندگى و كشاورزى رسيده‌اند ، كمابيش از حالات قمر آگاهى داشته‌اند ، غالبا نظام گاه‌شناسى قمرى را كار بسته‌اند ؛ هريك به گونه‌اى از منازل قمر - يعنى صورت‌هاى فلكى كه ماه طىّ ماه بدانها فرود مىآيد - تصوّراتى داشته ، آنها را مىشناخته‌اند و در السنهء خود به اسامى مفرد مىناميده‌اند . در يك‌كلمه ، نظام قمرى و منازل فلكى آن محصول زندگى ما قبل فلاحتى نوع بشر است ؛ كه در اين خصوص نيز استاد ابو ريحان بيرونى ضمن شرح تطبيق و تقسيم صور بروجى بر منازل قمر خوارزميان چنين فرمايد : « منجّمان خوارزم بروج دوازده‌گانه را بر منازل قمر تقسيم كرده بودند ، آنان بروج را به
هامش
( 1 ) . يسنا ( گزارش پورداوود ) ، ج 1 ، ص 118 ( - « ها » 1 ، بند 8 ) . / گاه‌شمارى ( تقىزاده ) ، ص 72 . ( 2 ) . گاه‌شمارى ، ص 72 و 246 / خرده اوستا ( پورداوود ) ، ص 123 .