نامهاى ويژه در زبان خود مىناميدند ؛ و هم ايشان از تازيان بدان شناساتر و داناتر بودند ، دليل بر اين همانا موافقت نامگذارى آنها به اسمهايى است كه حسب تصوير آنها ارائه كردهاند ؛ چه در اين مورد مخالف با آن تازيان و تصوّرات ايشان مىباشد . اينك اگر به اسامى كواكب ثابته در نزد ايشان بنگرى ، خواهى دانست كه تازيان از دانش بروج و صور پيادهاند ؛ و اينكه ابن قتيبهء دينورى جبلى در برترى عرب بر عجم پنداشته است كه آنان به كواكب و مطالع و مساقط آنها داناترند ، نمىدانم جاهل است يا تجاهل مىكند از اينكه كشاورزان و كارگران در هرجا و مكانى ، آغازگاه كارها و شناخت هنگامها را بر همين روش مىدانند . زيرا هركس كه آسمان سقف بالاى سر اوست ؛ و جز آن نديده است كه طلوع و غروب كواكب پيوسته بريك نظام واحد مىباشد ، مبادى و اسباب و معرفت اوقات بدانها را دريافته است . پس تازيان در اين مورد هيچ امتيازى ندارند ؛ و اين دانش هيچ اختصاصى بديشان نداشته ، هرگز آنچه دانستهاند بيش از آن چيزى نيست كه كشاورزان هر جاى دنيا از مواقع منازل مىدانند » « 1 » .
مكرّر ياد شد كه لفظ « اختر » در زبان پهلوى ، علاوه بر اسم عامّ از براى ستارهء ثابت ، به معناى « برج » سماوى هم هست . همين لفظ در زبان سغدى به معناى « منزل قمر » هم باشد ، كه يكوقت مرحوم تقىزاده آن را برحسب وجه بدل « انخر » ، فراجسته از كلمهء « نخشتره / نكشتره » هندى / سانسكريت مىدانست ، كه هم به معناى منازل قمر مىباشد » « 2 » . ليكن در زبان پهلوى « خوردگ / خورتك » به معناى منزل قمر بوده ، اگرچه در بندهشن به معانى مختلف هم آمده - از جمله « برج » و « بهر » و دريگان - ظاهرا كلمهء مزبور اسم عامّ آنهاست « 3 » . اما شمار منازل قمر ايرانى ( پهلوى ) حسب بندهشن 27 « خوردگ » است ، درست برشمار « نكشتر » هاى هندى كه البتّه چنانكه بيرونى گويد ، پس از افزودن صورت « نسر واقع » بعد از منزل 21 ، شمار آنها به 28 مىرسد « 4 » . شمار منازل سغدى و خوارزمى كه بيرونى فرانموده ( الآثار ، ص 240 ) مانند منازل قمر عربى
هامش
( 1 ) . الآثار الباقية عن القرون الخالية ، چاپ ليپزيك ، ص 238 - 239 .
( 2 ) . گاهشمارى ، ص 47 ، 83 ، 246 و 247 . /Indian Mythology , p . 47 .( 3 ) . رش : اساطير ايران ( مهرداد بهار ) ، ص 76 / گاهشمارى ( تقىزاده ) ، ص 47 . /The Philosophy of the Mazdayasnian religion , p . 96 .( 4 ) . تحقيق ما للهند ، ص 413 . / القانون المسعودى ، ج 3 ، ص 1144 .