نام داشته ، يعنى « ماراژدها » كه صورت يونانى
( Hydra )
( - مار آبى ) با آن به يك معناست . « موش » بابلى كه احتمالا با صورت فلكى « مار » عيلامى يكى بوده ، در هزارهء دوم ( ق . م . ) هرساله حدود 13 تيرماه / 4 جولاى تشريق داشته ؛ و بايد گفت برطبق گاهنبار دوم اوستايى ايران تغريب آن حدود 24 خردادماه / 14 ژوئن ضبط شده است .
اما سبب ضبط تشريق آن بهواسطهء طلوعات بامدادى درخشانترين ستارهء آسمان « شعراى يمانى »
( sirius )
- « كاك سى دى » بابلى / « تيشتريه » اوستايى ، همراه با طلوع برج « شير / اسد / « اورگولا » بابلى در همان روز 15 ماه چهارم يا تقريبا 13 تيرماه كنونى بوده است . نبايد گذشت كه صورت « حيّة الحوّاء » ( - مار ) شمالى مذكور نيز در نزد بابليان شناخته بوده ، آن را « اورايديم » ( - سگ هار ) مىناميدند كه روز 15 ماه هفتم يا حدود 14 - 15 مهر ماه طلوع مىكرده است . بايد افزود كه « موش » بابلى ( شجاع / مار آبى ) همراه با پيكر « شير » ( - اسد ) و ستارهء روندهء « هرمزد » ( - مشترى ) گويا به وضع مقارنهء « سعد » از جمله در يك نگار كندهء سلوكى هم نقش يافتهاند « 1 » .
بارى ، ويلى هارتنر در شرحى مفيد و مبسوط راجع به « تقويمهاى كهن ايرانى » طرحى از نظام ستارهشناختى ايران باستان ، مستفاد از اوضاع نجومى در افق تخت جمشيد ( به سال 530 ق . م . ) فرانموده ، كه برخى از نكات برجستهء آن اشارتوار برحسب نقش و نگار و مهرهاى بازيافته ، مبيّن معرفت مستمرّ نسبت به صورتهاى فلكى در ايران و ميانرودان مىباشد . پيشتر گذشت كه حدود / 4000 ق . م . ( - 6000 سال پيش ) در آغاز دوران كشاورزى ، صورتهاى فلكى تشكيلدهندهء منطقة البروج بعدى با اشكال جانورى تقويمى ، چون شير و گاو و گوزن و بز كوهى و جز اينها بهگونهء مفرد يا مركّب نشان يافتند ، يك ناحيت بىستاره هم در محور آنها به مثابه قطب فلكى توهّم مىگرديد . عبور خورشيد از نقطهء اعتدال ربيعى ( نوروز ) مصادف با تشريق صورت « گاو » در يكم فروردينماه / 21 مارس كنونى بود . يك مهر « گاو » نشان پيش از تاريخ عيلامى ، چهرهء آن جانور را با يك چشم بزرگنمودهء درشت نگاريده ، كه همانا نشان و نماد ستارهء درخشان « دبران » مىباشد . بر مهرى ديگر پيش از تاريخ عيلامى پيكرهاى « كژدم »
هامش
( 1 ) .The Birth of Astronomy ( Van der Waerden ) , pp . 73 , 75 , 81 . / The Cambridge history of Iran , vol . 2 , pp . 719 , 787 .