تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤

توضيحات و مستدركات

1 . طرح يا صورت‌هاى « الف » و « ب » كه مطابق با اوستا و بندهشن مىباشد ، مبيّن آن است كه سوىنماى شرقى همانا « تيشتريه » ( - شعراى يمانى ) و سوىنماى غربى همانا « ونند » ( - نسر طائر ) در پايان نيمهء يكم سال طبيعى - نجومى ، يعنى حدود اعتدال پاييزى در همه جاى ايران‌زمين است ، با اين تفاوت كه در نواحى شمالى سوىنماى جنوب « سماك اعزل »
( Spica )
نمايندهء سدويس است ؛ و در نواحى جنوبى « سهيل »
( Canopus )
نمايندهء سدويس است . 2 . طرح يا صورت « ج » كه مطابق با مرصودات در برخى از متون پهلوى مزديسنايى مىباشد ، مبيّن آن است كه سوىنماى جنوب به جاى سدويس ( در « الف » و « ب » ) - كه سماك اعزل بود - همانا اينك « ونند » سماك اعزل است ؛ و سدويس در اينجا اينك همان « نسر طائر »
( Aquila / Eagle )
در پايان نيمهء دوم سال طبيعى - نجومى ، يعنى حدود اعتدال بهارى باشد ؛ و اين رصد لزوما نيز مربوط به نواحى شمالى ايران است . 3 . بدين‌سان ، هنگامى كه سهيل ( - سدويس ) جنوبيان ، در جنوب پديدار است ، سماك اعزل ( - سدويس ) شماليان نيز كمابيش نمايندگى جنوب را دارد . اما هنگامى كه سدويس جنوبى ( - سماك اعزل ) سر از مشرق درمىآورد ، « ونند » غربى ( - نسر طائر ) جاى آن را در جنوب مىگيرد . نتيجه آنكه « ونند » و « سدويس » اوستايى ، بنا به دلايل مشروح ( طىّ رساله ) و در مواقع نجومى مذكور ، در ميان ملل ايرانى ازمنهء باستانى با امكنهء مختلف جغرافيايى ، دست كم هريك با دو ستارهء « سماك اعزل » و « نسر طائر » متناوبا اين‌همانى مىيابند ؛ اين همان وضع دوبختى است كه در آغاز سخن بدان اشاره كرديم . هيچ وضع واحدى از براى ستارگان چهارسوى آسمان در اوستاى ملّى ما متصوّر نيست ؛ خورسنديم كه به زعم خويش گويا سخن آخر را در اين خصوص بيان كرده‌ايم . 4 . نكتهء ديگر آنكه هركس از مفسّران اوستا ( هر اندازه دانشمند لغت‌باز ) كه درياى فراخكرت ( وروكشه ) را با درياى « خزر » ( در شمال ايران ) يكى پنداشته ؛ و يا بعمد و لجاج نخواسته آن را با درياى بزرگ فارس ( در جنوب ايران ) منطبق بداند ؛ اگر مغرض نباشد قطعا ابله و بىسواد بوده است . نتايج حاصله از استقراى علمى در زمينهء -