II
. نجوم و صور
( - مدخل دوّم )
الف . ( مطالب كلّى ) :
اولمستد گفته است كه ستارهشناسى تنها دانشى است كه شرق آن را بهصورت كاملا رشديافته به غرب داد ؛ و تنها دانشى است كه بزرگترين پيروزىهايش در شرق در دورههاى ديرترش به دست آمد . منابع ناقص و متفرّق اين دوره به ما اجازه نمىدهد كه وصف همانندى از رشتههاى ديگر دانش بدهيم ، ولى به قدر كافى باقى هست كه نشان دهيم در رياضى نظرى ، گياهشناسى و دستور زبان ، دانش كهن فراموش نشده و در جنبههاى مهمّى پيشرفت بدست آمده بود « 1 » . ستارهشناسى پيشرفته و پرآوازهء بابلى ، دانشى است كه بيشترين تأثير را بر دين و آيين ايرانيان باستان نهاده است . آنان اگر در زمينهء دينى و فلسفى داراى انديشهها و نگرههاى مستقلّ قومى يا ملّى بودهاند ، بجز « ماهشناسى » در باقى مقولات نجومى و رياضى بكلّى از معارف و علوم مردم متمدّن ميانرودان و كاسيان و كوتيان و عيلاميان ايرانزمين متأثر شدهاند . اينك به قول لئواوپنهايم « وظيفهء مورّخ آن دوره است كه دامنه و گسترهء اثرات تمدّن كهن را بر امپراتورى نوين شرق نزديك باستانى كه ريشه در جان ايرانيان دوانده بود بررسى كند » « 2 » .
اما نجوم بابلى چنانكه پيشتر هم اشاره رفت ، تا اوج شكوفايى و درخشندگى خود در عصر « ايرانى » يا - به اصطلاح - بابلى نو ، مراحلى را طىّ كرده بود كه اشارتوار عبارتند از : مطالعهء ثوابت ، طلوع و غروب آنها ، محاسبهء طول شبانروز ، طلوع و غروب ماه ، شناختن دائرةالبروج به عنوان رهگذر ماه و خور و اختران ، صورتهاى بروجى ، رصدهاى مستقيم و پيشبينى گرفتگىها كه پيشتر بشرح گذشت .
واندروردن كه فصل چهارم از كتاب ممتع خود ( زايش ستارهشناسى ) را « عصر بابلى
هامش
( 1 ) .History of Persian Empire , p . 206 .( 2 ) .The Cambridge history of Iran , vol . 2 , p . 530 .