وسع الخلق بود و خلقش را * مىنگنجد ز چه ايا باشد
جمع اضداد سرشت گل اوست * ضيق و واسع از اينجا باشد
استرآبادى
مير محمد رضا بن كمال الدّين حسينى استرآبادى
فاضل عارف عالم به دانشهاى دينى و ادبى ، بر نسختى از تفسير على بن ابراهيم قمى حواشى نيكو نوشته كه گوياى مقام علمى بلندپايهء وى مىباشد .
بديهه اين شعر را در سال 1122 سروده :
الهى سه چيز از تو خواهيم و بس * عطا كن بما وقت قطع نفس
يكى رحمت بىكرانم دهى * ز شيطان و قومش امانم دهى
دوم خاك سازم بجان حسين * سيم كن برونم ز هر شين و دين
اميدم اگر از تو باشد رضا * كه قرب محمد كنم خلد جا
بميران خدايم بحب على * كه تا حق شود بر عدو منجلى
اشرف
اشرف فرزند محمد على مشهدى
در مشهد مقدس چشم بدين جهان گشود و در همانجا بعضى علوم را فراگرفت ، به رمل و علوم غريبه تعلق داشت و « ثمره شجره » را در اين فن به سال 1263 بنظم كشيد ، بيشتر اشعارش سست و گاه نادرست است .
در آغاز منظومهاش گويد :
أول از حمد حق كنم آغاز * كه ندارد شريك و نه انباز
* * *