اختر محمد حسين فرزند محمد شفيع ، اختر
اديب فاضل با اخلاص به خاندان رسالت ، داراى اشعارى است با تخلص « اختر » ، خط نستعليق شكسته را نيكو مىنوشت .
اين دو بيت را در مدح مولا به سال 1307 از خود نوشته است :
گويند گروهى كه على عين خداست * باللّه خدا خواندن او عين خطاست
هرچند خدا على است ليكن به خدا * اختر بيقين بدان على عين خداست
و گويا از او است :
در منقبت على نه چونست و نه چند * در خانهء حقزاده بجانش سوگند
بىفرزندى كه خانهزادى دارد * شك نيست كه باشدش بجاى فرزند
شايد محمد حسين اختر مازندرانى باشد .
اديب
شيخ محمد ابراهيم فرزند على اكبر حاج شريفى خوانسارى
در خوانسار و اصفهان و نجف اشرف دانش اندوخت ، به طهران سكونت گزيد و در مجلس شورا به تندنويسى اشتغال ورزيد ، به كيميا علاقه داشت ، خطش نيكو و شعرش بلند و معروف به « اديب » و گويا تخلص شعريش بود . در طهران به سال 1354 درگذشت .
بمناسبت عيد نوروز قصيدهاى به دوستش سيد محمد بن نصر اللّه كاشانى نوشت با اشاره به اصطلاحات كيمياگران ، اين ابيات از آن قصيده است :
ترك من گويد بآواز بلند * چند بفريبى مرا اى شيخ چند
روز عيد است و بود سال جديد * موسى آمد با رخى چون صبح عيد
گفت چندم دارى اندر انقلاب * تا بكى باشد دلم در اضطراب
انقلاب هر حجر را با دگر * چند جويم چند پرسم اى پدر