نصرآبادى
محمد مؤمن نصرآبادى
اديب شاعر ، در تاريخ وفات مير ابو القاسم فندرسكى گويد :
تا شد ز جهان خرد فوج دانش * شد بحر جهان تهى ز موج دانش
تاريخ وفاتش ز خرد جستم گفت * صد حيف ز آفتاب اوج دانش
( 1049 )
نصرت محمد كاظم فرزند زين العابدين همدانى
عارف اديب شاعر با تخلص « نصرت » ، بعضى اشعار خود را در جنگى به سال 1242 نوشته است .
او راست :
لبم از لعل لب يار شرابى دارد * بخرابات نبازم كه چه آبى دارد
خال هندو كه بران عارض گلگون دارد * جلوهء حسن ببيند كه چه تابى دارد
به تمناى جمالش بدرونم نايى است * دلم از آتش شوقش چه كبابى دارد
كشتى عمر من از غايت هجر تو شكست * اين چه بحرى است كه در جلوه سرابى دارد
جام صهباى وصال تو بنوشيد مدام * هركه از شوق تو در سينه ربابى دارد
جوشش عشق تو در هركه نمودار شود * همچو درياست كه از خويش حبابى دارد
عارف از هستى خود رست بجانان پيوست * ( نصرت ) از جلوهء تو حال خرابى دارد
نصيرا نصير فرزند محمد معصوم مراغى
از شاعران سدهء دوازدهم ، نيكو مىنوشت و نيكو شعر مىگفت ، اديب فاضل ،