تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
نصرآبادى

محمد مؤمن نصرآبادى

اديب شاعر ، در تاريخ وفات مير ابو القاسم فندرسكى گويد :
تا شد ز جهان خرد فوج دانش * شد بحر جهان تهى ز موج دانش تاريخ وفاتش ز خرد جستم گفت * صد حيف ز آفتاب اوج دانش
( 1049 )

نصرت محمد كاظم فرزند زين العابدين همدانى

عارف اديب شاعر با تخلص « نصرت » ، بعضى اشعار خود را در جنگى به سال 1242 نوشته است . او راست :
لبم از لعل لب يار شرابى دارد * بخرابات نبازم كه چه آبى دارد خال هندو كه بران عارض گلگون دارد * جلوهء حسن ببيند كه چه تابى دارد به تمناى جمالش بدرونم نايى است * دلم از آتش شوقش چه كبابى دارد كشتى عمر من از غايت هجر تو شكست * اين چه بحرى است كه در جلوه سرابى دارد جام صهباى وصال تو بنوشيد مدام * هركه از شوق تو در سينه ربابى دارد جوشش عشق تو در هركه نمودار شود * همچو درياست كه از خويش حبابى دارد عارف از هستى خود رست بجانان پيوست * ( نصرت ) از جلوهء تو حال خرابى دارد

نصيرا نصير فرزند محمد معصوم مراغى

از شاعران سدهء دوازدهم ، نيكو مىنوشت و نيكو شعر مىگفت ، اديب فاضل ،
شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 225 | السيد أحمد الحسيني الاشكوري