نه جوانى سرو قدى تندخو * كش بود هردم نگارى آرزو
چشم در جايى و دل جاى دگر * هردمش ميل دلآراى دگر
دختر از وى چون همه افسون شنود * بركشيد آهى و گفت اى بحر جود
اين همه وعظ و فسون تو به من * نيست يك مو آشنا با اين سخن
مادرم گفت آن زن نيكونهاد * در دم رفتن كه روحش شاد باد
دختران را سينه و پهلو به تير * به كه همزانو شدن با مرد پير
نيست بر پيران زنان را آرزو * حرف بىمهرى از اين دفتر بشو
پير چون در آن برى دلدار نيست * جز جوانى شيوهء اين كار نيست
عهد و پيمانى كه بدشان از نخست * هر دو بشكستند و بگسستند چُست
نسيم ملا محمد هادى نسيم
از شاعران نيمهء اول سدهء چهاردهم با تخلص « نسيم » ، اين مخمس را كه گويا از اوست به سال 1312 به خط خود نوشته است :
چه باك ار كه من مجرمم ار كه يار * كه باشم به لطف تو اميدوار
چه خوش گفته سعدى ماه اقتدار * كرم بين و لطف خداوندگار
گنه بنده كرد است و او شرمسار
نصرآبادى
محمد امين فرزند محمد هاشم نصرآبادى اصفهانى
فاضل اديب شاعر ، منشآتش بلند و در آنها بسيار آيات قرآنى و احاديث و اشعارش را به كار مىبرد . از دانشمندان سدهء سيزدهم است .