« نصيحتنامه » را به سال 1143 پرداخت .
او راست :
برهنه پا به خارستان دويدن * به دوش خود گرانسنگى كشيدن
به ذلت ديدن اوضاع خود را * به ناخن چاه در خارا كشيدن
به غربت رفتن و تنها گرسنه * در آنجا مفلس و بيمار ديدن
همه اوقات بودن در تعسر * بجاى انگبين زهرى چشيدن
همه آسان ( نصيرا ) پيش عاقل * كه حرف و منت دونان شنيدن
نطنزى
سيد ابو تراب فرزند ابو القاسم حسينى نطنزى
از دانشهاى دينى بهرهاى داشته ، در سال 1239 رسائلى را به خط خود نگاشته ، در شعر نيز طبعآزمائى مىكرد . گويد :
منم بيچاره و درمانده در كار * به دام معصيت گشته گرفتار
اميدم نيست جز عفوت چو دانم * كه وهابى و ستارى و غفار
و نيز گويد :
الهى منم بندهء روسياه * غريقم به گرداب بحر گناه
منم عاصى و بىعمل اسير زمان * فسوس و دريغم بود در زبان
گذشته است عمرم به جهل و غرور * رسيده است ايام كهل و فتور
زمام شبابم بشد ز اختيار * دريغا كه رفته است دستم ز كار
نطنزى
سيد محمد حسين حسينى نطنزى
اديب فاضل شاعر ، در اصفهان سكونت داشت و گويا در آنجا دانش بيندوخت ، جنگى را به سال 1291 فراهم آورده است .