تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
« نصيحت‌نامه » را به سال 1143 پرداخت . او راست :
برهنه پا به خارستان دويدن * به دوش خود گران‌سنگى كشيدن به ذلت ديدن اوضاع خود را * به ناخن چاه در خارا كشيدن به غربت رفتن و تنها گرسنه * در آنجا مفلس و بيمار ديدن همه اوقات بودن در تعسر * بجاى انگبين زهرى چشيدن همه آسان ( نصيرا ) پيش عاقل * كه حرف و منت دونان شنيدن

نطنزى

سيد ابو تراب فرزند ابو القاسم حسينى نطنزى

از دانشهاى دينى بهره‌اى داشته ، در سال 1239 رسائلى را به خط خود نگاشته ، در شعر نيز طبع‌آزمائى مىكرد . گويد :
منم بيچاره و درمانده در كار * به دام معصيت گشته گرفتار اميدم نيست جز عفوت چو دانم * كه وهابى و ستارى و غفار
و نيز گويد :
الهى منم بندهء روسياه * غريقم به گرداب بحر گناه منم عاصى و بىعمل اسير زمان * فسوس و دريغم بود در زبان گذشته است عمرم به جهل و غرور * رسيده است ايام كهل و فتور زمام شبابم بشد ز اختيار * دريغا كه رفته است دستم ز كار
نطنزى

سيد محمد حسين حسينى نطنزى

اديب فاضل شاعر ، در اصفهان سكونت داشت و گويا در آنجا دانش بيندوخت ، جنگى را به سال 1291 فراهم آورده است .
شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 226 | السيد أحمد الحسيني الاشكوري