تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
رو به واپس‌ماندگان كن حال مهجوران ببين * آمدم من از پيت اى يار بىهمتا مرو تيغ اعدا عهد ما را قطع نتواند نمود * از پى تير مخالف بىمن از دنيا مرو سر به زانوى غمت نتوان نهادن بيش از اين * در پس بار فراق اى يار بىپروا مرو
و در تاريخ تأليف كتاب خود « عين البكاء » گويد :
بهر اين تأليف چون بستم كمر * خواستم امداد از شاه شهيد چون فراغت يافت كلكم از سخن * گشت سيراب اين گلستان اميد تا گشايم باب اين غم‌خانه را * از ( نقى ) جستم سراغ اين كليد غوص در عمان معنى كرد و گفت * گشت از عين البكاء اين دُر پديد

نوائى محمد صادق خان نوائى

گويا از شاعران سدهء دوازدهم يا اوايل سدهء سيزدهم باشد و « نوائى » تخلص مىكرد ، محمد جعفر نائى نورى پاره‌اى از شعر او را به سال 1229 نوشته است . او راست :
رنجور بود هرآن‌كه عاشق باشد * غم در دل او طبيب حاذق باشد جام دلم از خون جگر لبريز است * آب رخ من گواه صادق باشد
و نيز گويد :
عهدى كردم كه چندى بگدائى سازم * با تقوى و زهد و پارسائى سازم از فيض نواى تو گذشتم اى چرخ * يك‌چند به كنج بينوائى سازم

نورى ملا محمد رفيع فرزند على رضا نورى

عالم متبحر در دانشهاى دينى ، گاهى در هند مىزيست و كتابش « نور الهداية » را به سال