صاحب اختيار عالم امر * عالم كل علم ما كان است
نار نمرود بر خليل خدا * بتولاى او گلستان است
نوح از التفات آن مولا * ايمن از غرق و موج و طوفان است
نقطهء باء اسم ربانى * عالم نكتههاى قرآن است
علم مخلوق پيش علم ولى * نسبت قطره پيش عمان است
حكمران قلمرو لاهوت * لو كشف مدح و لافتىشان است
خرمن عمر خصم سركش را * آذرافروز و برق سوزان است
منكرش روز حشر شرمنده * مستحق عذاب نيران است
هادى خلق و پيشواى سبيل * رونق دين و نور ايمان است
گوهر شبچراغ بحر وجود * شمع مشكاة بزم عرفان است
باك از معصيت مكن ( نجمى ) * شافع حشر شاه مردان است
نداف نداف كاشى
شاعرى است شوخطبع ، شعرش آميخته به طنز ولى اخلاقى ، گويا از شاعران اوايل سدهء سيزدهم ، نام وى و تاريخ زندگيش بدست نيامد .
اين حكايت از اوست :
مرد پيرى بست عقد دخترى * در سپهر حسن زيبا اخترى
شب چو پير آمد بَرِ دخت جوان * از كهانت شد چنين افسانهخوان
كاى گرفته از همه خوبان خراج * مقدمت بر تارك من همچو تاج
بخت بيدارت نگر چون كار كرد * با خودِ مندى ترا چون يار كرد
شد سروكارت بچون من كاملى * پاى تا سر دانشى اهل دلى
نه زبان بر ناسزائى آخته * نه به ملك ظلم توسن تاخته