تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
ماه شعبان بر تمام سال دارد افتخار * زان كه مولود حسين بن على شد آشكار تا خدا سرّ شهادت را نموده برقرار * چون قلم بر لوح ثبت عهد پيمانى كند
تا اينكه گويد :
مىرسى بر كام اى ناكام در وقت ممات * از دَرِ اين آستان باشد ترا راه نجات باشد اين اشعار باقى در جهان عين حيات * ثامن و ضامن غريبان را نگهبانى كند

نجمى نجمى ايروانى

اديب شاعر متبحر در علوم و فنون ، اصلا از ايروان و به آذربايجان آمده ، از شاعران سدهء سيزدهم بوده ، « نجمى » تخلص وى و نامش را نيافتيم . در مدح مولا امير المؤمنين عليه السلام گويد :
در چمن باز شور مرغان است * هاىهوى هزار دستان است روح را روح و انبساط و سرور * چهچه بلبل خوش‌الحان است باغ رشك نگارخانهء چين * ساحت راغ باغ رضوان است صحن گلزار و صفحهء صحرا * پر ز عطر و شميم ريحان است بتقاضاى فصل فروردين * ابر گريان و غنچه خندان است بهمن‌زار و باغ و صحن و چمن * باد گلبيز و عنبرافشان است از شكوفه نسيم سيم‌فشان * سنبل از باد صبح لرزان است در سر شاهدان حجلهء باغ * چتر زركش ز مهر رخشان است از بنفشه چمن عبيرآگين * پر ز گل دامن بيابان است بر گلستان ز ابر نيسانى * دور تا دور نور باران است
تا اينكه گويد :
نظم عالم به اين بساط و شكوه * با وجود على عمران است وَ الضُّحى روئى و هَلْ أَتى افسر * حكم‌فرماى كون و امكان است