سر زلفشان خم بخم چين بچين * ز گردن فروريخته تا بر زمين
بهر تار او تا شود دستگير * دل مستمندان چو بيژن اسير
محزون
عبد القادر بسطامى اصفهانى
اديب نيكوانشاء ، شاعر با تخلص « محزون » ، داراى « گلشن خيال » و جنگى كه به سالهاى 1111 - 1118 فراهم آورده است .
محنت سيد حسين حسينى ساوجى
عالم متبحر شيخى مسلك ، نگارشهايش بر طريقت شيخ احمد احسائى است ، پارهاى از اشعارش با تخلص « محنت » در مؤلفات وى آمده ، چون « اللطائف » و « مسالك المكارم » و « مجمع البلاغة » ، دو كتاب اخير را به سال 1242 پرداخته است .
مخزن ميرزا اسماعيل مخزن همدانى
از شاعران سدهء چهاردهم ، داراى ديوانى است با تخلص « مخزن » ، در همدان سكونت داشت .
او راست :
دريغا كه عالم سراى غم است * در او هركه بينى بغم مدغم است
دريغا كه زال ستمكاره است * دريغا كه بىمهر و پتياره است
سزاى غرور است دهر سپنج * بود صاحبش سربهسر درد و رنج
ذليلى نشد در پناهش عزيز * عزيزى نبرد از جوارش جهيز