جان چيست تو صد معدن جانى جانا * تا جانان نه بجز أحرف جمعى است مقالم
قصد تو ز آزردن من مردن من بود * قصد من از اين ناله همين بود وصالم
من مرد نيم ليك مرا با تو سخن آنكه * از جمله گناهان بكن أى دوست حلالم
مأنوس تو با آرزوى خويش شدستى * مأيوس من از آرزوى خويش و خيالم
تو راحت و بگذار مرا با الم خويش * اندر نفس بازپسين تا كه بنالم
( مجدى ) است يكى بنده عبد تو به دوران * وين مجد مرا بسكه يكى عبد بلالم
مجدى مجد الدّين مجدى
دانشمند اديب ، در اصفهان اقامت داشت و بخشى از كتاب « الاستبصار » را به سال 1070 نوشت و تاريخ كتابت را در نه بيت با تخلص « مجدى » بنظم كشيد .
مجنون شكر اللّه فرزند لطف اللّه قاجار
نوادهء فتحعلى شاه قاجار ، نيكو مىنوشت و زيبا شعر مىسرود ، به خاندان پيامبر اكرم « ص » ارادت خاص داشت . « حملهء حيدرى » را به سال 1308 به نظم كشيد . در كربلا به سال 1329 درگذشت .
ضمن وصيت منظومش گويد :
ندارم به كف غير حب رسول * ولاى على زوج پاك بتول
پس از وى حسن پس حسين شهيد * على زان سپس خار بزم يزيد
محمد ز پى جعفر و موسى است * پس از وى على سرور طوسى است
محمد رديفش على پس حسن * ز پى مهدى آن مير آخر زمن