تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
اى شه والاگهر وى خسرو جمشيدشان * با قضا رايت موافق با قدر خو هم‌عنان حمد كت صحت پذيرفتى ز فضل كردگار * شكر كامد عافيت را ذات پاكت توامان شكر اين نعمت كجا بتوان نمودن تا بحشر * گر ز سرتاپا مرا هر موى گردد صد زبان بر وجود اشرفت هرگز مبادا درد و رنج * بر تن خصمت همانا باد هروقت و زمان چند روزى كه گشتت عارضه حمى و تب * گشت جسم ملك از آن بىروح و بىتاب‌وتوان باش اندر صحت و در عافيت مادام عمر * ره نيابد بر تنت سوء المزاجى همچنان
مدرس

مير سيد على فرزند محمد صادق خواتون‌آبادى اصفهانى

از دانشمندان اصفهان ، اديب نيكوانشاء شاعر ، « ترجمه تنبيهات عليه » از اوست ، به سال 1309 درگذشت . اين بيت از اوست :
اگر آن شوخ بازارى نبودى * كسى را با كسى كارى نبودى

مرشد مهدى كاشانى ، مرشد

شغلش نساجى و تخلص شعريش « مرشد » ، بنا بگفتهء سيد مصلح الدّين مهدوى اصفهانى