كه هريك خور برج ربانيند * همه يكبهيك حاتم طائىاند
براى شفاعت اگر دم زنند * قلم بر معاصى عالم زنند
اميدم به الطاف آن سروران * نگنجد به عالم كران تا كران
دريغا نكردم دمى بندگى * نشد زندگى غير شرمندگى
محروق مصفى قلى خان فرزند حيدر قلى خان شاملو عبد اللو
به سال 1222 چشم بدين جهان گشود . با كسب دانش علاقهء فراوان به شكار داشت ، روزگار خود را در خدمت سران دولت تهران و هرات و مشهد گذراند و سالهاى آخر عمر را در مشهد اقامت گزيد و بنا بگفتهاش هيچگاه خود را به محرمات نيالود .
اديب شاعر با تخلص « محروق » ، پارهاى از شعرش دينى و باقى غزليات و نظم تاريخ مىباشد . ديوان خود را با خط نستعليق پخته به سال 1276 گرد آورده است .
او راست :
اى شب تو مگر سحر ندارى * خون شد جگرم خبر ندارى
اى آه نمىكنى تو كارى * وى ناله مگر اثر ندارى
اى داغ ز داغ يار مىسوز * جز داغ تو در جگر ندارى
اى درد بگو بصبح صادق * سر بر زن اگر حذر ندارى
از بار فراق قامتم خم * اى عشق جز اين ثمر ندارى
از محنت هجر كام من تلخ * شيرينى اگر شكر ندارى
( محروق ) ز فراق يار مىنال * جز ناله تو راهبر ندارى