بسال 1257 ش ديده بجهان گشوده و تا سال 1317 زنده بوده است . دو عريضهء منظوم به حضرت صاحب الزمان عليه السلام تقديم داشته و عريضهاى ديگر بهعنوان پاسخ از آن حضرت به نظم كشيده ، در آغاز عريضهء اول گويد :
اى كرده كسب نور ز رخسارت آفتاب * شكل هلال ماه بهر ماه در ركاب
تا نعل كفش پاى تو گيرد بانجذاب * القصه مدح و صفت نگنجد در اين كتاب
دارم عريضهاى به تو اى فرقدان جناب * جمعى براى آمدنت اندر اضطراب
يا صاحب الزمان بظهورت مكن شتاب * حيف است راحتى ز چه افتى در انقلاب
مرعشى سيد فتح اللّه فرزند محمد رضا حسينى مرعشى شوشترى
دانشمند متتبع ماهر در طب و نجوم ، فاضل اديب شاعر ، جامع علوم دينى و عقلى . به سال 1249 به حج رفت ، در مسير راه دزدان آنچه داشت به غارت بردند . اين چند رباعى يادگار اين سفر و واقعه است :
در كعبه رسيديم چو از لطف إله * كرديم سفيد از حجر اين روى سياه
در عمره و حج و روضهء پيغمبر * جاى همه بود خالى اما نه به راه
* * *
گر مشتاقى به كعبه اى محرم راز * زنهار مرو تو از ره نجد و حجاز
كز قلت آب و كثرت جور عرب * مشكل عجمى ز مكه برگردد باز
* * *
« زُلفى » به مراجعت چو شد منزل ما * جز غصه و غم نشد در آن حاصل ما
جمّالان دروغگويش همه را * يا رب تو كباب كن ز غم چون دل ما