تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
معتكف مسجد و دير و مغان * اهل مناجات و خراباتيان مست مى حمد و جلال تواند * سجده بر شكر نوال تواند جبههء طاعت همه را سوى تو * كعبهء آمال همه كوى تو داغ تو گلدستهء باغ دلم * شعلهء سوز تو چراغ دلم

لطف اللّه حاج لطف اللّه فرزند محمد معصوم

عالم متبحر در علوم عقلى و نقلى و ادبى ، پس از 1271 درگذشته است ، شعر را به روش فلاسفه و عرفا مىگفت . در آغاز قصيده‌اى طولانى گويد :
شبى بعالم فكرت بخاطرى پرغم * شدم به پير خرد همچو جسم و جان توأم بگفتمش كه تو آنى كه در سراى وجود * ز بهر علت ايجاد گشته‌اى محرم اگر نبود وجودت نداد عالم كون * بروز عالم تقدير بر زبان قلم اگر نبود وجودت مفيض فيض وجود * نيافت خلعت ايجاد قامت عالم اگر نه مخزن سر و لسان حق بودى * كه داد وقت تكلم جواب لا و نعم كه بود مظهر نور ازل اگر نشدى * لواى شعشعه‌اى نوربخش كتم عدم نهان به خلوت امكان مخدرات الَست * نمىزدى به فضاى بلى اگر تو قدم

لقمانى ميرزا عبد الجواد اصفهانى ، لقمانى

از شاعران اصفهان با تخلص « لقمانى » . در تاريخ چاپ كتاب « زاد الواعظين » ميرزا حسين عارفچه اصفهانى به سال 1373 چنين
شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 197 | السيد أحمد الحسيني الاشكوري