قانع
ملا محمد على تنكابنى
از شاعران اواسط سدهء سيزدهم ، در شعر « قانع » تخلص مىنمود .
در سال طاعون زنجان 1246 به دوست خود شيخ الاسلام زنجانى نوشت :
گزيدهاى بجهان جاى خويش دوران را * به درد هجر فكندى چرا تو ياران را
مگر ز صحبت ما خاطرت ملول شده * كه اختيار نمودى ز وصل هجران را
روا بود كه نشينم بكنج تنهائى * انيس خويش نمايم مدام قرآن را
اگر مراد كه از ناخوشى به پاپاست * بهشت دان كه در او هست امن ايمان را
هزار بار برانى مرا اگر از در * كه بر خودم نپسندم خلاف امكان را
چرا كه برج دلم جاى تو است مىدانى * فضاى باغ سخن تنگ نيست ياران را
بيا كه ( قانع ) مهجور از فراق تو مرد * روا مدار ز هجرت بيرون كند جان را
قدرى حسين فرزند محمد رضوى سبزوارى
از شاعران سدهء يازدهم ، جنگى فراهم آورده است كه بعضى فوائد آن را به سال 1048 نگاشته است .
قدسى حاج ميرزا محمود موسوى قدسى تونى
از دانشمندان سدهء سيزدهم ، عارف فيلسوف ، اديب اريب ، از محضر فيلسوف نامى ملا هادى اسرار سبزوارى بهرههاى علمى برده ، داراى اشعارى است نيكو بيشتر عرفانى با تخلص « قدسى » ، بنا به گفتهء وى بيشتر اشعارش را در شيراز سروده است .
او راست :