تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
قانع

ملا محمد على تنكابنى

از شاعران اواسط سدهء سيزدهم ، در شعر « قانع » تخلص مىنمود . در سال طاعون زنجان 1246 به دوست خود شيخ الاسلام زنجانى نوشت :
گزيده‌اى بجهان جاى خويش دوران را * به درد هجر فكندى چرا تو ياران را مگر ز صحبت ما خاطرت ملول شده * كه اختيار نمودى ز وصل هجران را روا بود كه نشينم بكنج تنهائى * انيس خويش نمايم مدام قرآن را اگر مراد كه از ناخوشى به پاپاست * بهشت دان كه در او هست امن ايمان را هزار بار برانى مرا اگر از در * كه بر خودم نپسندم خلاف امكان را چرا كه برج دلم جاى تو است مىدانى * فضاى باغ سخن تنگ نيست ياران را بيا كه ( قانع ) مهجور از فراق تو مرد * روا مدار ز هجرت بيرون كند جان را

قدرى حسين فرزند محمد رضوى سبزوارى

از شاعران سدهء يازدهم ، جنگى فراهم آورده است كه بعضى فوائد آن را به سال 1048 نگاشته است .

قدسى حاج ميرزا محمود موسوى قدسى تونى

از دانشمندان سدهء سيزدهم ، عارف فيلسوف ، اديب اريب ، از محضر فيلسوف نامى ملا هادى اسرار سبزوارى بهره‌هاى علمى برده ، داراى اشعارى است نيكو بيشتر عرفانى با تخلص « قدسى » ، بنا به گفتهء وى بيشتر اشعارش را در شيراز سروده است . او راست :