قاصد شيخ محمد فرزند على سلماسى
از فقه و اصول اطلاعى داشته و گويا در نجف اشرف دانش اندوخته است ، كتابى به سال 1252 به خط خود نوشته ، داراى اشعارى سست به عربى و فارسى مىباشد با تخلص « قاصد » در شعر فارسى .
قانع
سيد محمد شفيع فرزند محمد قزوينى
دانشمند اديب عارف ، به فارسى و عربى شعر مىگفت با تخلص « قانع » در شعر فارسى ، شعر عربى وى سست مىباشد ، از دانشمندان سدهء دوازدهم بود .
او راست :
بيا ساقى اى بدر تابان من * برافروز از نور خدا جان من
ميى ده از آن جام خورشيدوش * از آن مى كه هستى تو خود جرعهكش
كند زنده تا دين و ايمان من * شود تازه از وى دلوجان من
از آن باده ده تا نمايم علاج * به سرحد صحبت درآيد مزاج
درآيم چو مستان بباغ سخن * سرايم چو بلبل حديث كهن
نباشد شكرخا اگر طوطيم * همين بس كه مداح كوى ويم
تاريخ اتمام كتاب « رفع الالتباس عن احكام الناس » را چنين سروده :
اين رساله كه نيست مانندش * كس بعالم نديده بهتر از او
از احاديث گلشنى گشته * لفظ او چون گل است و معنى بو
بسكه دقت به كار او رفته * تار شيرازه بايدش از مو
نسخ احكام غير از او شد * شب رود روز چون نمايد رو
سال تاريخ زد رقم قانع * ( رفع شد التباسها از او )
( 1169 )