تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
بسى گشتم بگلزار سخن‌سنجان دانشور * ز هر گلبن گلى چيدم بتأييدات ربانى كه گشت اين نامه چون گنجينه آموده از گوهر * ألا يا روضهء رضوان و گلكشت سليمانى تعالى اللّه خداوندى كه داد اين رتبهء و الا * بنادانى كه نشناسد خزف از گوهر كانى بسال يك‌هزار و سيصد و ده طى شد اين دفتر * بدار الملك داراى نخست اسكندر ثانى خديو عدل‌پرور ناصر الدّين خسرو باذل * كه جاويدش چو الياس و خضر باد اين جهانبانى پى ترويج ملت يافت توفيق اندر اين دوران * بصدر اين صد از الطاف بىپايان سبحانى نخستين سبط را همنام و نسل پاك پيغمبر * كه از وى گشت ديگرباره اعلاى مسلمانى نخست از پارس طالع گشت و در سامره تا پايان * فروغش پرتوافكن شد چو مه بر عالى و دانى غرض نامم شود زين پس چو از طومار هستى حك * اميد آن كو بماند يادگار از لطف يزدانى بپيرى چون گران‌بار از گنه زين خاكدان رفتم * بآمرزش كنم ياد اى جوان كاين نامه برخوانى بناى هستيش ستوار باد آنكو شود روزى * به طيب طبع طبع اين همايون‌نامه را بانى