شوريده ميرزا احمد فرزند محمد رضا زنجانى
عالمى است بااطلاع از دانشهاى حوزوى ، از شاگردان ميرزا عبد اللّه و تقرير بحث او را به سال 1329 نگاشته ، به فارسى و تركى شعر مىسرود با تخلص « شوريده » ، « حاشيه خلاصة الحساب » و « مجموعه متفرقات » از تأليفات وى است .
در نكوهش پادشاه عصرش گويد :
عالم عشق پر از شور و فتن مىبينم * در رياض ملكى زاغ و زغن مىبينم
هركه را مىنگرم عاشق يك خال و خط است * جمله اين غلغله از مير چمن مىبينم
گرچه گويند كه دل جاى يكى بيش نى است * دل خود از پى صد وجه حسن مىبينم
چشم بلبل بره گل همه جا منتظر است * كار ( شوريده ) همه زار و حزن مىبينم
و نيز گويد :
مژده اى دل كه مسيحا نفسى مىآيد * بوى گل از دهن غنچهوشى مىآيد
چون قرار است بهر عسر شود يك يسرى * منتظر باش سحر خوشخبرى مىآيد
تا توانى بنما صبر بكش درد فراق * پيك خوشخوان وصال از طرفى مىآيد
چكنم گر نكنم ناله و فرياد و فغان * صوت الغوث به گوش از چمنى مىآيد
نالهء نصفه شبى عشوه ( شوريده ) شده است * گر قبول افتد از او بوى خوشى مىآيد
شهاب شيخ عبد السلام فرزند على اكبر تربتى خراسانى
نامش محمد ابراهيم و لقبش شهاب الدّين معروف به عبد السلام ، در تربت حيدريه زاده شده و مقدمات علمى را همانجا بياموخت ، پس از آن به مشهد مقدس رفت و علوم دينى را از اساتيد آنجا كسب نمود ، در آخر به تربت بازگشت و بدور از مردمان زيست . عالمى بود عارف و به حوادث روزگار خود آگاه ، به فارسى و عربى با تخلص « شهاب » شعر مىگفت ، داراى