تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
هركس كه بغيبت بد من مىگويد * گر فكر كند بخويشتن مىگويد آيينه صفت ظاهر و باطن رو شو * طوطى است كه در عقب سخن مىگويد
و نيز گويد :
اى از گل رخسار تو مه در تب‌وتاب * و از باد لبت دهان ياقوت پرآب گويا كه ترا ز گل سرشتست خداى * كامد بمشام از عرقت بوى گلاب

شاهد شيخ محمد حسن فرزند ابراهيم زارع عمروآبادى اراكى

بيشتر تحصيلات علمى را در اراك نزد عالمان بزرگ آن سامان گذرانده ، چندى در سامرا و نجف اشرف در محضر مراجع به فراگيرى فقه و اصول پرداخت ، پس از آن به اراك بازگشت و به كارهاى علمى اشتغال ورزيد ، و در سالهاى پايان عمر به عمروآباد رفت و گوشه‌نشينى را بر معاشرت با مردم ترجيح داد تا به سال 1363 درگذشت . اديب شاعر با تخلص « شاهد » ، بسيارى از شعرش در كتابهايش پراكنده آمده است . داراى مؤلفاتى است سودمند در ارشاد و آموزشهاى اخلاقى ، چون « چهل حديث » و « تذكرة الغافلين » و « تنبيه الغافلين » و « مجمع الأديان » و « نور الايمان و الهدايه » و چند كتاب ديگر . در ترجمهء فرمايش مولا أمير المؤمنين عليه السلام « اليد العليا خير من اليد السفلى » گويد :
دست بالا برتر است از دست زير * دست سوى حق ببر از حق بگير دست خود كوته كن از خلق لئيم * دست حاجت بر سوى حىّ كريم چشم از مخلوق برپوش و گريز * تا بنزد خلق گردى تو عزيز عزت دنيا بعزّ من قنع * ذلت دنيا بذلّ من طمع چون تو را با خلق باشد سوز كار * لقمهء نانى تو را بنموده خوار عزت ار خواهى قناعت پيشه كن * آبروى خود تو اندر شيشه كن
شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 125 | السيد أحمد الحسيني الاشكوري