كتابها و منظومههائى است چون « گنج نهفته » و « راز عشق » و « انديشه شهاب » و « نداى فطرت » .
بسال 1372 در تربت چشم از اين جهان فروبست .
شهسوارى ميرزا اسماعيل فرزند محمد فرزند افراسياب كرمانشاهى
اديب شاعر سدهء سيزدهم با تخلص « شهسوارى » ، اشعارش فقط در مدايح و فضائل اهل بيت عليهم السلام مىباشد و هيچگاه ثناگوى قدرتمندان نبوده ، به خاندان پيامبر اكرم « ص » ارادت و اخلاص خاص داشت و بدين خصيصت افتخار مىنمود . « نور الموافقين » در قصايد و غزليات مدايح معصومين و « ظلمت المنافقين » در نكوهش دشمنان اهل بيت ، از اوست و دومين را به سال 1238 در پنجاه و پنجسالگى پرداخته است .
اين غزل از اوست :
اگرچه سرو شبيه قدت بود يارا * چسان بسرو كنم احتمال بالا را
و گر غلط نكنم نور مىتوانم گفت * من اين شمايل اندام روحافزا را
چرا بدشت دل ما غمت نمىآيد * مگر گرفته كسى آن غزال رعنا را
بيا بضربت تيغ تو آرزومندم * چه دردمند به دنيا اميد عقبا را
كشيده است تمنا مرا به رسوائى * خدا خراب كند خانهء تمنا را
غلام همت حُسنم كه از تجمل ناز * گداى كوچهء يوسف كند زليخا را
شب فراق به اميد ديدنت گردم * چه فرقه دين و ثريا سواد بينا را
ميان ديدهء من برنشين و منزل كن * ببين ز جنبش هر قطره موج دريا را
ز مهر و مه طبقى ساخت آسمان افشاند * بنظم ( شاهسوارى ) در ثريا را
در منقبت حضرت أمير المؤمنين عليه السلام از قصيدهاى گويد :