شائق
ملا محمد فرزند على نيشابورى خراسانى
داراى اشعارى است نهچندان استوار ، بيشتر گفتههايش در مصائب حضرت امام حسين عليه السلام و ياران باوفايش و واقعه كربلا مىباشد ، تخلصش « شايق » و گاهى « ذاكر » بوده ، اصلا نيشابورى و به بيشتر شهرهاى ايران به سال 1266 - 1282 رفته و به روضهخوانى اشتغال مىورزيد ، چندى در عراق براى زيارت عتبات عاليات و سوريه به سياحت پرداخت . در نيشابور محلهء « بالا گودال » سكونت داشت .
اين دو بيت از اوست :
گلرخى بينم حيرت كنم از سرو قدش * بار الها بنگهدار تو از چشم بدش
گر نظر بر من مسكين كند از روى وفا * جان شيرين بنمايم بفداى دو لبش
شاه تقى ملا محمد تقى فرزند محمد رضا
از دانشمندان سدهء يازدهم ، متبحر در علوم عقلى و نقلى ، استوار شعر مىگفت و زيبا مىنوشت ، در معماسازى استاد بود .
از اوست :
جهان لبريز نور آفتاب است * مگر آن ماه روى بىنقابست
نويد قتل يا جانم شنيدست * ز شوق آن سراپا اضطرابست
حساب كشتگان خويشتن كن * كه تا دانى چو بيرون از حسابست
اين رباعى از اوست :
آنكس كه سخن در انجمن مىگويد * پيوسته حديث ما و من مىگويد
در پرده سخن گو گر از مغز پرى * نايى است كه بىپرده سخن مىگويد
و نيز گويد :