هزار و سيصد و شش بود كه ( شائق ) * ز هجرش شد قرين درد هجران
به آه و ناله مىگفتش شب و روز * دريغ آن علم و حلم و قدس و ايمان
دريغ آن فيلسوف عارف راد * كه قرآن را مشيّد ساخت اركان
فرس بخشدش اجر و سزد حمت ؟ * امام عصر و شاهنشاه دوران
نهم پور حسين از بطن نرجس * وصى چارم شاه خراسان
خداوندا به حق چارده نور * غريقش ساز اندر بحر غفران
شائق
عبد الواسع فرزند محمد هادى قارى ، ابو طالب
عارف عالم اديب اريب ، در علوم عقلى متبحر و دقيق ، از شاعران سدهء سيزدهم ، شعرش نيكو با تخلص « شايق » ، « شرح كلمة التوحيد » تأليف وى و جنگى به سالهاى 1222 - 1228 گرد آورده است .
در تغزل گويد :
هر عهد به هركسى كه بستم * در عهد تو اى صنم شكستم
دادم دل و دين به عشوه اول * سررشتهء جان و دل گذشتم
خورشيدى و سايهات نباشد * من سايه و مهر خور پرستم
لعل لب تو روان جانها * از ياد لبت مدام مستم
من ذره تو آفتاب تابان * گه ذره به خور رسد كه هستم
بر آينه صورتت ميفكن * شيداتر از آن منم كه مستم
هركس كه تو را بديد گويد * حيران جمالت از الستم
اى مرغ سحر ز سوز دل گوى * با صبح من عاشق از نخستم
شوق رخ تو روان ( شايق ) * جز شوق تو از جهان نرستم