مدفنش بوده بباب الاربعين * منزلش گرديده فردوس برين
دوش ( زمزم ) ديد احوال بلال * نظم كردش تا بماند ماه و سال
زيوانى شيخ حبيب اللّه فرزند زين العابدين زيوانى قمى
در محضر دانشمندان قم و طهران دانش اندوخت ، به ادبيات علاقه داشت و گاهى اشعارى مىسرود ، به سال 1359 درگذشت .
او راست :
چونكه خلاق زمين و آسمان * بود يكتا كنز مخفى نهان
خواست تا ظاهر شود بر ما سوى * تا شناسندش عباد و انبيا
پس تكلم كرد و نورى آفريد * كه از آن نور محمد شد پديد
بعد از آن روحى هويدا ساخت حق * روح احمد بود آن در ما سبق
نور با آن روح چون ممزوج شد * آشكارا احمد و محمود شد
ساقى
رضا قلى فرزند موسى خان خوئى ، ساقى
از شاعران سدهء سيزدهم ، عارف صوفى مسلك ، با اطلاع از جفر و رمل و علوم غريبه ، اين دو بيت را به خط خود از سرودههايش نوشته ديدم :
« هو » اعظم اسماء حق لميزلى است * ها ثابت و واو غايب اين رمز جلى است
در بسط ترفعى چو تعداد كنى * جمع عددش مطابق نام على است « 1 »
هامش
( 1 ) . سراينده در توضيح اين دو بيت مىنويسد : بسط ترفع « ه » پنجاه است و بسط ترفع « و » شصت كما ثبت فى الجفر . . چون هر دو را جمع كنى صد و دو مىشود ، با عدد جمل اسم « على » مطابق است .