بو رهد روح خونگرفتهء من * از بد شيعهاى افلاطون
و از اشارات بر فشار آتش * بر دم ربط خالق بىچون
رياض ملا جعفر همدانى
دانشور نيكوانشا زيباخط ، در آغاز جوانى از همدان رخت بربست و به اصفهان و قزوين و طهران و بعضى از شهرهاى ديگر اقامت گزيد ، با استغناء طبع روزگار گذراند و دست احتياج به كسى نبرد با اينكه نيازمند و تهىدست بود ، گروهى در علوم مختلف از محضر وى بهره بردند و مخصوصا در پزشكى و رياضى بسيار تدريس كرد ، شعر فارسى و عربى نيكو مىگفت و داراى انشائى استوار بود . پس از سال 1269 و پيش از پنجاهسالگى درگذشت .
از نگارشهاى وى « رياض الأدب » و « گنج شايگان » و « تعليقات قانون » و « تعليقات تحرير اقليدس » را مىشناسيم .
زمزم مير محمد معروف به ميرزا آقا فرزند مير محمد على حسينى
گويا از شاعران سدهء سيزدهم ، از تاريخ زندگى وى اطلاعى نداريم ، ولى از شعرش برمىآيد كه بىاطلاع از دانشهاى دينى نبوده ، « زمزم » تخلص شعرى وى مىباشد .
در مجملى از احوال بلال حبشى گويد :
بُد پيمبر را بلال ابن حمام * جان نثار و هم مؤذن صبح و شام
حاضر اندر غزوهها گرديده بود * خندق و بدر و احد را ديده بود
هم ز بهر خلق اوقات نماز * او اذان مىگفت با سوز و گداز
بود از اهل حبش آن باوفا * هم مقرب بود در نزد خدا
چونكه احمد در جنان شد زين جهان * از مدينه رفت او با صد فغان