هدف تير ترور واقع شدند گذشته از جنبههاى مختلف ديانتى و شخصيّت و وكالت كه خودشان دارند اين موقع مىتوانم عرض كنم كه مجلس شوراى ملّى هدف اين تير شده است . . .
نمايندگان : صحيح است .
و متأسفانه به اين مشكلى كه تاكنون قضيّه تلقى شده است ، بنده مثل اين مىبينم كه مثل خيلى قضاياى عادى ، كوچك فرض شده و هيچ آثارى از كشف قضيّه پيدا نيست . در خارج هم انتشاراتى هست و حرفهايى زده مىشود كه بنده نمىدانم چيست ؟ مثلا مىگويند بين مستنطق و ادارهء نظميه اختلافنظر هست . اگر حقيقتا اختلافنظر هست ، دولت بايد آن را رفع كند كه قضيه جريان يابد و اگر نيست مقصود از اين انتشارات چيست ؟ غرض اين است كه براى دولت و تحقيقات و تفتيشات در اين قضيه موقعى بهتر از حالا نيست زيرا مجلس شوراى ملى به اتفاق ، اظهار مساعدت نموده و حتى ممتنعين هم كه بنده خودم يكى از آنها بودم امتناع خودم را رد كرده و عرض كردم در جلسهء خصوصى كه به اتفاق كلمه در تقويت دولت براى كشف قضيّه خواهيم كوشيد . . .
نمايندگان : صحيح است .
پس از اين طرح هم ما از دولت انتظاراتى داريم كه دولت با قواى خود سعى كند و هرچه زودتر اين توطئه را كشف نمايد زيرا ماها هم كه شريك و رفيق سياسى آقاى مدرس هستيم اگرچه در مسائل عادى ممكن است اختلافاتنظر پيدا شود ولى در اصول همه يك نظر داشته و هم عقيده هستيم . . . .
نمايندگان : صحيح است .
بايد آزادى داشته باشيم . پس به اين جهت بايد براى ما هم آزادى باشد و اگر فهميديم كه اين قضيّه به عللى كشف نمىشود ، آن وقت با دولت مخالف خواهيم بود ؛ با خودم هم مخالف خواهم بود ؛ با آمدن مجلس مخالف خواهم بود . بنده نسبت به سهم خودم عرض مىكنم كه اگر تا سه روز ديگر قضيّه كشف نشود ، بنده در مجلس حاضر نمىشوم و تمام افكار عمومى را شاهد مىگيرم كه علت عدم حضور من نبودن آزادى من بود و آزادى نداشتم كه عرايض خود را عرض كنم و به اصفهان هم مىگويم كه ديگرى را به جاى من انتخاب كنند و اين هم آخرين عرض من بود كه در اين خصوص نمودم .
شرح
( 7 ) - قسمتى از آن در زير مىآيد ، متأسفانه بقيهء شعر در دست نيست :سخت بسته با ما چرخ ، عهد سست پيمانى * داده او به هر پستى ، دستگاه سلطانى
دين ز دست مردم برد ، فكرهاى شيطانى * جمله طفل خود بردند ، در سراى نصرانى
اى دريغ از اين مذهب ، داد از اين مسلمانى * صاحب الزمان يكره ، سوى مردمان بنگر
كز پى لسان گشتند ، جمله تابع كافر * در نمازشان خوانند ، ذكر عيسى اندر بر
پا ركاب كن از مهر ، اى امام بحر و برّ * پيش از اينكه اين عالم ، رو نهد به ويرانى