تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
سست روزگار و پشت‌هم‌اندازيها ديده‌ام كه ديگر خسته شده‌ام و اگر پيش‌آمد روزگار بگذارد ديگر هيچ ميل به كار يا زير و بالا شدن روزگار را ندارم و فقط نقطهء نظر شخصى من اينست كه بايد از حيث ازدياد معارف ، به وطن و دولت خود خدمت نمود ، نه از جهت ديگر . اينكه حضرتعالى مىفرماييد نيم‌جانم را مىخواهم در راه وطن فدا نمايم ، بفرماييد وطن منحصر به محوطهء ارض اقدس است يا تمام مملكت ايران ، و آيا مىخواهيد جان‌نثارى را در تحت حكم همين سلطنت و دولت به معرض نمايش آوريد يا دولت ديگر تشكيل دهيد . تا اين دو جواب را مرحمت نكنيد نمىتوانم چيزى عرض كنم . اينكه مىفرماييد اين ايالت مىرود در زير آتش انقلاب ويران شود آيا به اين نكته توجه فرموده‌ايد كه اگر در يك خانواده طفل خردسالى خيانتى وارد آورد ، ديه بر عاقل است نه طفل صغير . اينكه به بنده اظهار لطف فرموده‌ايد كه نسبت به بنده قصد سويى نفرموده‌ايد و نخواهيد فرمود متشكرم ولى افسوس كه بنده به خود اين‌قدر اهميت نمىدهم و تمام افراد مملكت را برادر و خواهر ايمانى و وطنيم مىدانم . چو عضوى به درد آورد روزگار ، دگر عضوها را نماند قرار . در خاتمه عرض مىكنم حضرت كلنل محمد تقى خان ، عقيدهء من اينست اگر نصف اهالى مملكت در موقع خطر خارجى كشته و نابود گردد و تمام خاك مملكت ويران شود ، هيچ اهميت ندارد و نبايد ترس داشت ، ولى با اغراض شخصى و خودنمايى اگر يك دماغ خونين شود زياد است . اگر خودتان غير از اين تصور فرماييد اشتباه كرده‌ايد . اگر ديگرى غير از اين به شما عرض بكند و رأيى بدهد يا نادان است يا مغرض . آقايان محترم ارض اقدس اگر مخالف اين عقيدهء بنده هستند بگوييد خود را به بنده معرفى فرمايند كه ببينم از پادشاه جم‌جاهشان چه خواسته‌اند كه داده نشده و اگر مطلب غير از اين‌ها است ، پرده‌پوشى لازم نيست كه مردم به اشتباه بيفتند . به‌طور نصيحت به خود و تمام هم‌وطنان صالح عرض مىكنم از خدا و خلق هر دو بايد ترسيد . زياده عرضى ندارم . محمد ابراهيم ج - جوابيهء كلنل محمد تقى خان : جناب اجل آقاى شوكت الملك دام اقباله العالى اگرچه تلگراف جوابيه بقدرى مخالف با سؤال بوده و عقيدهء بنده را كه از اين راه دور با يك بلكه هزار تلگراف رفع اشتباه نمىتوان نمود ، ثابت مىنمود كه تهيهء جواب ثانوى به كلى زحمت بيهوده و عبث به نظر مىآيد ؛ لكن براى اينكه باز مثل معرفى خود ، حمل به خودپسندى نشده و خلاف آداب انسانيت رفتار نشود ، عرض مىكنم : اولا هيچ نمىدانم اين استيضاح جناب‌عالى را آن هم به اين تندى چه تصور كنم . اگر دوستانه است تهديد و تخفيف و اعتراض براى چيست ؟ اگر رسمانه است به چه نظر ؟ زيرا اگر سيستان و قاينات جزء ايالت خراسان نباشد ، خراسان جزء سيستان و قاينات نبوده و بنده مجبور نيستم برحسب سليقه و ميل جناب‌عالى رفتار كنم و هنوز برحسب حكم رسمى مركز و دولت حاضر ، كفيل ايالت و فرماندهء كل قواى نظامى اين
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 475 | حسن مرسلوند