مملكت ، برادر و عمويم در شيراز ، پدرم در اردبيل ، جدم در سالارى ، عموى بزرگم در شاهرود ، جد بزرگم در هرات ، جد بزرگ مادريم در زنجان كشته شدهاند . خود دارايى موروثى و مكتسبى را در همين راه فنا كرده تمام عمرم را در جنگها گذرانيده و اينك فقط نصفه جانى دارم كه مىخواهم نثار وطنم بكنم . اگر مخابرات اين سهماههء مرا با طهران ملاحظه مىفرموديد ، هرگز سوءظن پيدا نكرده قطعا تغيير عقيده مىداديد . من در هواى مسموم بزرگ نشدهام كه براى اشغال مقامى مردم را به زحمت و مهلكه بيندازم .
اگر خراسانى نسبت به يك انتخاباتى اعتراض مىكند ، شهد الله و كفى به شهيدا اقدام غير مستقيم و تحريك نيست . خودشان از پذيرايى والىها خسته و فرسوده شده و ديگر آهى در بساط ندارند . من مخالفتى نداشته سهل است به شهادت مخالف و موافق در صدد تهيهء وسائل پذيرايى برآمدم . تلگرافات و احكام من در اين موضوع بهترين شاهد است . من تا آخرين درجهء امكان سعى كردم كه امنيت و آسايش عمومى را حفظ كرده و نگذارم سياست كينهجويانهء معدودى خودخواه و خودپسند منتج نتيجه گردد . لكن افسوس زحمات من مىرود بىنتيجه بماند و رقيب ديوسيرت براثر تعليمات و تحريكات ظالمانهء خود نزديك است امنترين ايالت ايران را به آتش انقلاب دچار نمايد و رعايا يعنى فلكزدهترين قسمت اهالى مملكت گرفتار نهب و غارت گردد ؛ روح رنجيده و افسردهء آنها را رنجيدهتر و افسردهتر كند . اما رفتار من نسبت به خود جنابعالى چه در ايام حكومت نظامى و چه از پنجم اسد به اين طرف كه كفالت عهدهدار هستم ، همواره دوستانه و صميمانه بوده و پس از اين هم تا وقتى كه از طرف سركار اقدامى نشود ، همين رويه را به وثيقهء شرافت نظامى تعقيب خواهم كرد و در عالم هموطنى خواهش مىكنم كه به وسيلهء غولان آدمصفت ، كسانى كه خودتان از بنده بهتر مىشناسيد ، شرافت خانوادگى و نام با افتخار خودتان را لكهدار نفرماييد و گرنه هرچه پيش سالك آيد خوش آيد . هيچ مانع و عايقى مرا از دفاع حقوق چهار كرور از هموطنان خود و چهار هزار قوهء فداكار صديق شاهپرست ايالت خراسان باز نخواهد داشت . چون اين تلگراف خود را از هر حيث جامع مىدانم ، ديگر از حضور در تلگرافخانه معذرت خواسته عرض مىكنم در خانه اگر كس است يك حرف بس است .
7 سنبله نمره 577 محمد تقى
ب - جواب تلگراف فوق توسط شوكت الملك علم :
ليلهء 8 سنبله 1300
جناب اجل آقاى كلنل محمد تقى خان دام اجلاله العالى
تلگراف عالى زيارت ، عرايضى كه ديشب خدمت حضرت آقاى معتصم السلطنه كردم خصوصى و از نقطهنظر دوستى و وطنپرستى بود نه رسميت . اينك در جواب بازهم از نقطهنظر دوستى و وطنخواهى مختصرى عرض مىكنم . بنده منكر حسب و نسب و لياقت شخصى سركار نيستم و جزء خودنمايى خواهد بود اگر بنده نيز عرض حسب و نسب نمايم . فقط اينقدر عرض مىكنم در مدت عمر خودم بهقدرى سخت و
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 474
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٤٧٤