تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
اما راجع به قسمت تحريرات خود كه همهء آنها ناتمام مانده و از آن مىترسم با اين پريشان خيالى موفق به انجام آنها نشوم ، بعد خواهم نوشت . نقدا حالت از اين بيشتر چيز نوشتن ندارم . ديروز بعد از نوشتن دو صفحه قبل براى معالجه منزل دكتر بديع رفته ، بين راه باز فراش پست چندين روزنامه به من داد كه من‌جمله هفتگى طوفان بود . اسم سركار را در رديف اسامى شعراى جوان خوانده ، تعجب كردم . آقاى رعدى عجله نداشته باشيد ، خيلى زود است شما معروف شويد . چون قبلا نوشته ، ديگر نمىخواهم پافشارى كنم . همين‌قدر بدانيد من نمىخواهم شما ملك‌الشعرا و طوفان را صورتا هم بشناسيد ، اين را هم بدانيد من اگر به شما با اين پريشان‌خيالى چيز نوشته ، به اميد نظريات خود و به اميد به آيندهء درخشان شما بوده است . من به كسى چيزى نمىنويسم ، يعنى حوصلهء اين كارها را ندارم . حالا موقع تحصيلات شماست ، نه مسابقهء شعرى ، خود دانيد ، غزل شما را فريد الدوله خواست بگيرد در گلگون درج كند . براى اينكه نداده باشم ، گفتم مىخواهم يك مقدمه خودم بنويسم . شايد هم خيال كرده بودم ، بنويسم . اگر ديدى من در گلگون چيزى نوشته ، اولا براى اصرار همه‌روزهء مدير آن بوده ضمنا راجع به مسئلهء استر مردخاى علاقه‌مند بودم ، به اين واسطه بود . در ايران هنوز يك ورق پارهء پاك پيدا نمىشود كه بشود در آن چيزى نوشت . بازهم تكرار مىكنم ، زود است شما مردم را و مردم شما را بشناسند . عجله لازم نيست . ابو القاسم عارف
شرح
( 32 ) - دربارهء نقش احتشام السلطنه در سمت رياست اولين دورهء مجلس شوراى ملى ، يحيى دولت‌آبادى در خاطراتش مىنويسد : « . . . بعد از آنكه احتشام السلطنه رئيس مجلس مىشود ، نگارنده به واسطهء سابقهء خصوصيت كه با او داشته به اصرارى كه او مىنمايد بيش از پيش به مجلس آمد و شد نموده او را كمك مىنمايم . ولى نظر به خصوصيت احوال كه از او ديده‌ام نگرانى دارم كه آيا عاقبت كار او چه خواهد شد و چگونه اين شخص تندخو با يك جمع مختلف العقائد كار خواهد كرد ؛ خاصه كه در مجلس اشخاصى هستند زير بار خودرأيى احتشام السلطنه نمىروند و از آنها است چند نفر از وكلاى آذربايجان مانند مستشار الدوله ، آقا سيد حسن تقىزاده ، حاجى ميرزا ابراهيم آقا و حاج ميرزا آقا و غيره كه از تند روانند . احتشام السلطنه در اول ورود به مجلس با اين جمع بناى خصوصيت را مىگذارد و با آنها ظاهرسازى مىكند . . . احتشام السلطنه با حسن عقيده كه دارد به واسطهء تندخويى در مقام عمل غالبا افراط و تفريط مىكند و خود به زحمت مىافتد و دوستانش را به زحمت مىاندازد . . . احتشام السلطنه از مخالفين آقا سيد عبد الله هم استفاده مىكند ؛ چه شيخ نورى و دوستان او به واسطهء اينكه سابقهء كدورت احتشام السلطنه را با آقا سيد عبد الله مىدانند ، با او خصوصيت مىكنند . . . به مجلس بىاعتنايى مىكند و اشخاص را از خود بىسبب مىرنجاند . »
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 472 | حسن مرسلوند