موقع آقاى دكتر مصدق آب خواستند . آقاى سيد ضياء الدّين ليوان آبى كه روى كرسى خطابه بود شخصا براى ايشان آوردند ) دو هزار ليره تلگرافى براى بنده ارسال شود . من حقيقتا خيلى خوشحال شدم ؛ زيرا براى آن زمين بايرى كه خريده بودم ( گرچه اعتبار من در آنجا بيش از ايران بود و اعراب مسلم با بنده كمك كرده بودند ) محتاج به پول بودم و با رسيدن اين دو هزار ليره خوشحال شدم . سال بعد به طمع افتادم و دوباره اجازه خواستم . اين مرتبه اعليحضرت اوقاتشان تلخ شد . ( گفتهاند : در ديگ باز است حياى گربه كجا است ) و فرمودند دارائى سيد ضياء الدّين را دولت بخرد ، محرمانه بماند خوشحال شدم ولى به روى خودم نياوردم . گفتم خيلى خوب ، دولت بخرد . پس از آنكه امر فرمودند دولت بخرد ، آمدند كارخانهء حروف ريزى و ساير مؤسسات مرا به صد و هشتاد هزار تومان تقويم كردند . ولى كاسه گرمتر از آنها چونه زدند و گفتند اين را به صد و چهل هزار تومان قبول كنيد ؛ به شرط اينكه ليره را هشت تومان و بالاخره يك سال طول كشيد و ليره را هم دوازده تومان حساب كردند و چهار هزار ليره ضرر كردم و به روى خودم نياوردم و بالاخره هشت نه هزار ليره براى من فرستادند و من از اين سخاوت بزرگانه اعليحضرت همايونى در مورد خودم حق دارم ممنون باشم . بههرحال اين پول را گرفتم و آن ملك را آباد كردم . ملك عظيمى شد . فعلا ساعتى صد و ده متر كرپ آب دارد و سالى هم چند هزار ليره ( فعلا كاغذى است ولى اميد است كه بعدها طلا بشود ) عايدى دارد . روزها از پنج صبح تا هشت بعد از ظهر خودم بيل مىزدم ( با آن بيل زدن حالا هم حرف مىزنم ) بيل مىزدم . كار مىكردم . زارع شدم و اتفاقا در زراعت هم تخصص پيدا كردم و البتّه اين كار همهكس نيست . ( خندهء نمايندگان ) .
اين بود زندگانى بنده كه در ظرف مدت بيست و چهار سال از مملكت دور بودم ( و حالا چونكه تبسمى باهم مبادله كرديم از شما نمىپرسم چگونه زندگانى كرديد و از كجا آورديد )
( ابو القاسم امينى : اغلب وكلاء و همه مردم ايران مىدانند از كجا آوردهاند . )
يك نكات ديگرى را كه ديروز نتوانستم زياد توضيح بدهم ، امروز اضافه مىكنم . راجع به كودتاى انگليسى كه انگليسها كودتا كردند ، من عرض كردم انگليسها براى الغاى قرارداد ( كه براى انعقاد و اجراى آن كودتا نكردند ) احتياج به كودتا نداشتند . گذشته از آن هيچ شخص منصفى نمىتواند تصور بكند انگليسىها در موقعى كه اصولا روابط سياسى با ممالك اتحاد شوروى نداشتند و حتى در بعضى از نقاط دنيا در جنگ و ستيز با شوروىها بودند در ايران كودتا كردند براى اينكه يك مملكت ، دولت شوروى را به رسميت بشناسد . دقّت كنيد آقا ! انگلستان هنوز در آن تاريخ دولت شوروى را نشناخته بود و هيچ دولتى از دول عالم غير از آلمان با شوروى مناسباتى نداشت . و از نقطه نظر كاپيتاليست دنيا ، در آن روز نزديك شدن به دول سويت يك جرمى بود .
( مظفرزاده : كراسين آنوقت لندن بود . )
سيد ضياء الدّين : آن روز يك جرمى بود و به واسطه چنين جرمى بود كه رجال دولت ايران در مدت
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 460
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٤٦٠