خورد . من از جاى برخاستم و در دل با خود گفتم تقصير من بود كه فارغ چنان بر خر نشسته بودم . اين بار سقطش كنم و افسار خر را با غضب از جا كنده بر سرش افكندم و بر پشتش برجسته محكم نشستم و به راه افتادم . بار دوم از پشت كمرم را گرفت سبكم برداشت و به آرامى بر زمينم گذاشت . از جاى برخاسته خنجر از كمر كشيدم و بر سرش تاختم و دشنامش دادم . او همچنان آرام و ساكت به كنار جوى نشسته لب نان مىشكست . خواستم با خنجر پهلويش بدرم و خونش بريزم و كالايش ببرم . او با پنجه به مچ دستم اشارتى كرد خنجر به صحرا و دستم از كار افتاد . بىهوش بر زمين غلطيدم . هوش از سرم بدر شد و تنم را تاب مقاومت نماند . ساعتى در آن حال بودم . وقتى به حال آمدم به ناچار برخاستم و دانستم حريف اين جانور نيستم و از خجلت اينكه از ميدان يهودى بايد روى گردان و از درآويختن با او گريزان باشم ، سخت افسرده بودم . خواه و ناخواه افتانوخيزان رو به راه نهادم . چند گامى كه دور شدم ، يهوديم آواز داد و گفت : مسلمان ! در عمر خود هركجا از زور بازو و قوت پا و پهلوى خود شرح مىدهى و رجزخوانى مىكنى دوكلمه هم از من يهودى بگو . »
جدّ بزرگوارم مرحوم فتحعلى خان ملكالشعراء در تمامت مدت عمر خويش اين قصه را در غالب مجالس و محافل در موارد لازم و مناسبى شاهد مىآورد و بر هر لافزنى و گزافگوئى مىفرمود آنقدر كه درّ سفتى و از خود گفتى كافيست ، دوكلمه هم از من يهودى بگو . »
شرح
( 17 ) - ماجراى مغضوب شدن عيسى صديق در آخرين لحظات سلطنت رضا شاه بسيار جالب است .
ماجرا ازآنجا آغاز مىشود كه روزنامهء اطلاعات در روز چهارشنبه نوزدهم شهريور 1320 و پس از اشغال متفقين ، طى سرمقالهء كوتاهى تحت عنوان تأثر مردم با امضاى پندار نوشت :
« مردم پايتخت از چند روز پيش منتظر نتيجهء اقدامات دولت راجع به حل قضاياى اخير بوده و در حقيقت با كمال بىصبرى انتظار جلسهء ديروز مجلس شوراى ملى را مىبردند . ولى با اظهاراتى كه از طرف مقامات رسمى دول همسايه ضمن نطقهايى كه ايراد نموده بودند ابراز شده بود ، هيچكس انتظار نداشت قضايا به اين صورت درآمده و شرايطى بدين دشوارى تحميل شده باشد . همانطور كه ديروز نمايندگان مجلس پس از شنيدن گزارشهاى دولت متأثر گرديدند و وضع مجلس حالت بهت و حيرت به خود گرفت ديشب نيز مردم پس از آگاه شدن از جريان ، بىنهايت افسرده و متألّم شدند . تعجب و شگفتى آنها نيز حد و اندازه نداشت . چيزى كه بود متانت و خونسردى خود را حفظ مىكردند و از ابراز احساسات درونى خوددارى مىكردند . دولت ايران از آغاز جنگ كنونى كوشش فراوانى براى حفظ بىطرفى خود نمود ؛ به ويژه براى حفظ روابط دوستانهء خود با دول همجوار سعى بىپايان كرد ؛ ولى همانطور كه آقاى نخستوزير در نطق مؤثر خود ديروز اظهار داشتند تقدير چنين بود كه ما هم از آتش اين جنگ جهانسوز بر كنار نمانيم و ملت صلح جو و بىغرض ايران نيز دچار آفات و لطمات آن گردد . البتّه خوانندگان ما هر قدر متأثر و