نشان داد و براى آبادى كشور قدمهاى بزرگ برداشت و شالودهء كارهاى مفيد ريخت كه دوست و دشمن معترفند . سوم آنكه داغ باطله به اشراف زد و مىرفت گريبان ما را از دست اين طبقه رها نمايد . افسوس كه كارش ناقص ماند . مىگويند سياست خارجى او خوب نبوده ، چون دشمنان زيادند و تهمت در ايران فراوانست و آسان ؛ پس من در واقعيت اين اسناد شبهه خواهم نمود ، اگر وقتى اين اسناد صورت حقيقى پيدا كرد ، البتّه گفتههاى خودم را پس گرفته و سيّد را خائن خواهم شناخت . »
تصنيف مشهور عارف در حمايت از سيّد ضياء اين است :
اى دست حق پشت و پناهت باز آ * چشم آرزومند نگاهت بازآ
وى تودهء ملت سپاهت باز آ * قربان كابينهء سياهت بازآ
سرخ و سفيد و سبز و زرد و آبى * پشت گلى و قهوهاى و عنابى
يكرنگ ثابت زين ميان كى يا بى * اى نقش هستى خيرخواهت بازآ
بازآ كه شد باز با دزد دمساز يك عده غمّاز * كرسىنشين دور از بساط بارگاهت بازآ
كابينهء اشراف جز ننگى نيست * اين رنگها را غير نيرنگى نيست
دانند بالاى سيه رنگى نيست * قربان آن رنگ سياهت بازآ
از گرگ ايران پاره كن تا اشرار * دلال تا يوسففروش دربار
از دزد تا يعقوب آل قاجار * افتاده در زندان چاهت بازآ
اين آن قوام السلطنه است ايمن شد * زن بود و در كابينه مردافكن شد
اسكندر اشراف بنيانكن شد * اى آه دلها خضر راهت بازآ
چون افعى زخمى رها شد بد شد * گرگ از تله پادرهوا شد بد شد
رو به گريزان از بلا شد بد شد * جز اين دگر نبود گناهت بازآ
ايران سراسر پايمال از اشراف * آسايش و جاه و جلال از اشراف