تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
نشان داد و براى آبادى كشور قدمهاى بزرگ برداشت و شالودهء كارهاى مفيد ريخت كه دوست و دشمن معترفند . سوم آنكه داغ باطله به اشراف زد و مىرفت گريبان ما را از دست اين طبقه رها نمايد . افسوس كه كارش ناقص ماند . مىگويند سياست خارجى او خوب نبوده ، چون دشمنان زيادند و تهمت در ايران فراوانست و آسان ؛ پس من در واقعيت اين اسناد شبهه خواهم نمود ، اگر وقتى اين اسناد صورت حقيقى پيدا كرد ، البتّه گفته‌هاى خودم را پس گرفته و سيّد را خائن خواهم شناخت . » تصنيف مشهور عارف در حمايت از سيّد ضياء اين است :
اى دست حق پشت و پناهت باز آ * چشم آرزومند نگاهت بازآ وى تودهء ملت سپاهت باز آ * قربان كابينهء سياهت بازآ سرخ و سفيد و سبز و زرد و آبى * پشت گلى و قهوه‌اى و عنابى يكرنگ ثابت زين ميان كى يا بى * اى نقش هستى خيرخواهت بازآ بازآ كه شد باز با دزد دمساز يك عده غمّاز * كرسىنشين دور از بساط بارگاهت بازآ كابينهء اشراف جز ننگى نيست * اين رنگها را غير نيرنگى نيست دانند بالاى سيه رنگى نيست * قربان آن رنگ سياهت بازآ از گرگ ايران پاره كن تا اشرار * دلال تا يوسف‌فروش دربار از دزد تا يعقوب آل قاجار * افتاده در زندان چاهت بازآ اين آن قوام السلطنه است ايمن شد * زن بود و در كابينه مردافكن شد اسكندر اشراف بنيان‌كن شد * اى آه دلها خضر راهت بازآ چون افعى زخمى رها شد بد شد * گرگ از تله پادرهوا شد بد شد رو به گريزان از بلا شد بد شد * جز اين دگر نبود گناهت بازآ ايران سراسر پايمال از اشراف * آسايش و جاه و جلال از اشراف